اتفاقات و حوادث ایران و جهان"این وبلاگ تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است

امید زندگی،اتفاقات جالب،تصادف،کلاهبرداری،قتل،سرقت وزورگیری،مواد مخدر،آتش سوزی،اجتماعی وسلامت،گروه های تکفیری،حوادث ژنتیکی،گروگان گیری ،خودکشی

اتفاقات و حوادث ایران و جهان"این وبلاگ تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است

امید زندگی،اتفاقات جالب،تصادف،کلاهبرداری،قتل،سرقت وزورگیری،مواد مخدر،آتش سوزی،اجتماعی وسلامت،گروه های تکفیری،حوادث ژنتیکی،گروگان گیری ،خودکشی

بزرگترین سایت آگهی رایگان چارراهی

اتفاقات و حوادث ایران و جهان"این وبلاگ تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است

حوادث و اتفاقات گذشته عبرتی برای آینده اند.لطفاسری هم به دسته اتفاقات جالب وامیدزندگی هم بزنید/به امید موعودصلح

 

sms panel free

http://s3.picofile.com/file/8196469092/New_Picture.png
بایگانی
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «قتل همسر زن دو» ثبت شده است

زن ۲۷ ساله در آتش خشم شوهرش سوخت+عکس

| چهارشنبه, ۱ بهمن ۱۳۹۳، ۱۰:۳۵ ق.ظ

 زن ۲۷ ساله در آتش خشم شوهرش سوخت+عکس

یک لحظه عصبانیت، ایمان ۲۸ ساله را به قاتل همسرش تبدیل کرد و سحر ۲۷ ساله در آتش خشم همسر سوزانده شد.
به گزارش خبرنگار حوادث باشگاه خبرنگاران، در ساعت 10 مورخه 23 دی ماه سال جاری، یک فقره کشف جسد در حال سوختن به کلانتری 141 شهرک گلستان اعلام شد.
 
با حضور مأموران در محل و بررسی های اولیه مشخص شد جسد متعلق به زن جوانی حدوداً 30 ساله است که توسط کارگران کشف شده و این افراد نسبت به خاموش نمودن آتش اقدام کرده‌اند.
 
با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع « قتل عمـد» و به دستور شعبه پنجم بازپرسی دادسرای ناحیه 27 تهران پرونده جهت رسیدگی در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.
 
شناسایی جسـد:
 
در اولین مرحله از تحقیقات، شناسایی هویت جسد مقتوله در دستور کار کارآگاهان قرار گرفت؛ لذا با بررسی بانک اطلاعات فقدان افراد، کارآگاهان موفق به شناسایی هویت مقتوله بنام سحـر -27 ساله- شدند که پرونده فقدانش توسط اعضای خانواده وی در پایگاه دوم پلیس آگاهی تهران بزرگ تشکیل شده و در حال رسیدگی بود.
 
ناپدید شدن همسر فقدانی:
 
با حضور اعضای خانواده مقتوله در اداره دهم پلیس آگاهی و شناسایی تصاویر دخترشان، آنها در اظهارات خود عنوان کردند که از طریق دامادشان در جریان ناپدید شدن سحر قرار گرفته اند.
 
خانواده سحر در اظهارات خود عنوان داشتند: در مورخه 22 دی ماه سال جاری، دامادمان به نام ایمان- 28 ساله- با مراجعه به محل سکونتمان عنوان داشت که جهت خرید دارو به داروخانه مراجعه کرده اما پس از تهیه دارو، زمانیکه به محل پارک خودرو مراجعه کرده سحر را در داخل ماشین نمی بیند و به همین علت ابتدا موضوع را به صورت تلفنی اطلاع داده و سپس به دنبال ما آمده و با یکدیگر جهت طرح شکایت [ فقدان سحر ] به کلانتری مراجعه کردیم.
 
با توجه به اظهارات خانواده مقتوله، تحقیقات از همسر مقتوله در دستور کار کارآگاهان قرار گرفت اما در ادامه مشخص شد که ایمان ناپدید شده و هیچ کس از وی اطلاعی ندارد.
 
من قاتل هستم:
 
در شرایطی که تحقیقات جهت شناسایی ایمان و انجام تحقیقات از وی در دستور کار اداره دهم قرار داشت در ساعت 19 مورخه 28 دی ماه جوانی با مراجعه به کلانتری 134 شهرک قدس به مأموران اعلام کرد که همسرش را به قتل رسانده و پس از ارتکاب جنایت نیز جسد وی را به آتش کشیده است.
 
با توجه به اعتراف این جوان به ارتکاب جنایت، پرونده مقدماتی در این خصوص تشکیل و این شخص جهت انجام تحقیقات به اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل شد.
 
اعترافات متهم:
 
با انتقال متهم به اداره دهم پلیس آگاهی، کارآگاهان با شناسایی هویت وی اطلاع پیدا کردند که این جوان همان داماد خانواده سحر است که مدعی ناپدید شدن همسر خود شده و طی این مدت نیز ناپدید شده بود.
 
« ایمان . ر» با اعترافات صریح به قتل همسرش، در اظهاراتش به کاراگاهان گفت: ساعت19 مورخه 22 دی ماه به دنبال سحر رفتم تا او را از خانه پدرش برداشته و به خانه خودمان در میدان ساحل- واقع در منطقه 22 تهران- بازگردیم؛ پس از انجام خرید برای خانه و در نزدیکی های میدان آزادی، سحر درباره ارتباطش با سعیده- یکی از دوستانش که در آمریکا زندگی می کرد- صحبت کرد و این در حالی بود که او کاملا می دانست که من هیچ علاقه ای به صحبت درباره سعیده و خانواده اش ندارم چراکه پیش از ازدواج من و سحر، برادر سعیده خواستگار سحر بود و سعیده نیز دیگر در ایران حضور نداشت و به همین علت من دلیلی برای ادامه ارتباط سعیده و سحر نمی دیدم.
 
ایمان در ادامه اعترافاتش عنوان کرد: سحر زمانی که عصبانی می شد دیگر قابل کنترل نبود و من نیز به همین علت سعی می کردم که با او جر و بحث نداشته باشم اما زمانیکه موضوع سعیده و خانواده اش را مطرح کرد در یک لحظه کنترل خودم را از دست داده و شروع به مشاجره لفظی با او کردم؛ سحر قصد ایجاد سر و صدا در داخل ماشین را داشت و من نیز برای ساکت کردن او، گلویش را گرفته و فشار دادم تا ساکت شود اما در یک لحظه متوجه شدم که سحر دیگر نفس نمی کشد و من او را خفه کرده ام.
 
ایمان در خصوص آتش زدن جسد همسرش به کارآگاهان گفت: بسیار ترسیده بودم؛ در حالیکه جسد سحر بر روی صندلی بود سراسیمه به سمت اتوبان آزادگان - مسیر جنوب به شمال- حرکت کردم که متوجه یک جاده خاکی در حاشیه اتوبان شدم؛ پس از ورود به داخل این جاده خاکی، گودالی را پیدا کردم که به نظر می رسید در آنجا در حال ساختن چیزی شبیه به کانال هستند؛ جسد را در تاریکی شب از ماشین خارج و به داخل گودال پرتاب کرده و به سرعت از محل دور شدم؛ فردا صبح یعنی در ساعت 6  مورخه23 دی ماه مقداری بنزین تهیه کرده و مجدداً به محل رها کردن جسد بازگشتم و در آنجا بود که جسد را آتش زده و از محل فرار کردم؛ پس از آن و در ساعت 8 به درب منزل خانواده سحر رفته و با آنها به دادسرا رفتیم.
 
ایمان در خصوص طرح داستان خرید دارو از داروخانه نیز به کارآگاهان گفت: سحر و خانواده اش ارتباط نزدیکی با یکدیگر داشتند و اگر هر روز همدیگر را نمی دیدند، روزی چند بار به صورت تلفنی با یکدیگر در ارتباط بودند و اطمینان داشتم که آنها به زودی نگران غیبت سحر خواهند شد؛ به همین علت در ساعت 20:30 مورخه 22 دی - با توجه به تاریخ ثبت شده در رسید داروخانه بدست آمده از متهم- به داروخانه ای در خیابان امیرکبیر رفته و مقداری دارو خریدم تا در زمان تحقیقات پلیس بتوانم داستان خود در خصوص مراجعه به داروخانه و ناپدید شدن سحر را ثابت کنم.
 
ایمان در خصوص ناپدید شدن خودش نیز به کارآگاهان گفت: چند ساعت پس از طرح شکایت در خصوص فقدان سحر تصمیم به فرار گرفتم؛ به همین علت بدون اطلاع هیچ کس از تهران خارج و به مناطق شمالی کشور در استان گیلان رفته و خانه ای را در آنجا اجاره کردم؛ تصمیم به فرار داشتم اما پس از چند ساعت دچار عذاب وجدان شدیدی شدم؛ دیگر نمی توانستم تحمل کنم و تصمیم گرفتم تا به تهران برگشته و خودم را به پلیس معرفی کنم.
 
ایمان در آخر اعترافاتش عنوان کرد: من قصد کشتن همسرم را نداشتم. من واقعا همسرم را دوست داشتم و فکر می کنم که او هم مرا دوست داشت. نمی دانم که یک دعوای ساده چرا باید به اینجا کشیده شود. من با تمام وجود از کَرده های خود پشیمانم و آماده پذیرش هر حُکمی هستم.
 
سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ با اعلام این خبر گفت: با توجه به اعتراف صریح متهم به ارتکاب جنایت قرار بازداشت موقت از سوی مقام محترم قضایی صادر و متهم جهت انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است.




دستگیری قاتلی که قصد خودکشی داشت

| يكشنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۳، ۰۹:۲۹ ب.ظ
دستگیری قاتلی که قصد خودکشی داشت

به گزارش خبرنگار مهر، ساعت 21:30 شب 25 دی ماه، زن جوانی با مرکز فوریت های پلیسی 110 تماس گرفت و گفت: برادرش طی تماس تلفنی به او اعلام کرده است که اقدام به ارتکاب جنایت و قتل همسر سابقش کرده و الان هم قصد دارد تا به زندگی خود پایان دهـد.

با اعلام خبر به کلانتری 128 تهران و با توجه به حساسیت موضوع، بلافاصله مأمورین کلانتری در محل اعلامی از سوی مرکز فوریت های پلیسی 110 واقع در منطقه تهران نو - خیابان ابوریحان حاضر شدند.

با حضور مأمورین در محل و انجام بررسی های اولیه مشخص شد فردی بنام "محمدعلی . و" 45 ساله پس از ارتکاب جنایت و قتل همسر سابق خود بنام بهاره 34 ساله قصد دارد تا با ایجاد انفجار در داخل ساختمانی مسکونی خود به زندگی اش پایان دهد که بلافاصله مأموران با توجه به بوی شدید ناشی از انتشار گاز، اقدام به قطع فلکه اصلی گاز و همچنین باز کردن پنجره های ساختمان کردند.

با ورود مأموران به داخل ساختمان، مأموران با جسد زن جوانی روبرو شدند که محمدعلی در کنار جسد وی، بر روی زمین افتاده بود. با اعلام خبر وقوع جنایت به پلیس آگاهی و قاضی کشیک ویژه قتل، پرونده مقدماتی با موضوع "قتل عمـد" تشکیل و به دستور شعبه پنجم بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران، پرونده در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهرهان بزرگ قرار گرفت.

با آغاز رسیدگی به پرونده، کارآگاهان در تحقیقات از خانواده مقتول اطلاع پیدا کردند که این دو حدود چهار سال پیش از یکدیگر متارکه کرده اما به خاطر داشتن پسری 9 ساله و به خاطر نحوه سرپرستی فرزندشان، در طی این مدت با یکدیگر اختلاف داشته اند. در تحقیقات از خانواده بهاره مشخص شد که متهم در نبود اعضای خانواده مقتول، با مراجعه به محل زندگی آنها و به بهانه صحبت کردن با همسر سابقش و برطرف کردن مشکلات ایجاد شده، بهاره را به منزلش در منطقه تهران نو (محل وقوع جنایت) برده و در آنجا اقدام به ارتکاب جنایت کرده است و آنها از طریق تماس اعضای خانواده متهم در جریان خبر کشته شدن بهاره و قصد داماد سابقشان برای پایان دادن به زندگی خود قرار گرفته اند.

سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اشاره به این موضوع که بر روی جسد مقتول هیچگونه آثار ناشی از اصابت جسم تیز وجود ندارد، گفت: پرونده در مراحل مقدماتی قرار داشته و جسد مقتول برای مشخص شدن علت اصلی مرگ به پزشکی قانونی انتقال پیدا کرده است.

وی افزود: متهم پرونده نیز با قرار بازداشت موقت صادر شده از سوی مقام قضایی و برای انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است.

http://havades.ir/ShowNews.asp?nid=42721

مرد75ساله همسرش را با گوشت کوب کشت

| شنبه, ۲۷ دی ۱۳۹۳، ۱۰:۴۹ ب.ظ
مرد75ساله همسرش را با گوشت کوب کشت


خراسان نوشت:


ظهر روز پنج شنبه گذشته، ماموران کلانتری شهرک ناجا در تماس با قاضی ویژه قتل عمد، وی را در جریان قتل پیرزن 72 ساله ای در منزل مسکونی قرار دادند. دقایقی بعد با حضور قاضی علی اکبر صفائیان در محل وقوع حادثه تحقیقات در این باره آغاز شد.



بررسی ها نشان داد: پیرزن با وارد آمدن ضربات گوشت کوب به قتل رسیده است. همسر این زن که در محل جنایت دستگیر شده بود، انگیزه خود از این جنایت را اختلافات خانوادگی با همسرش عنوان کرد. او ابتدا می گفت: وقتی من بیرون از منزل رفتم و دوباره بازگشتم دیدم جسد همسرم داخل اتاق افتاده است. این مرد که بازنشسته یکی از مراکز خدمات عمومی است با دستور قضایی و برای انجام تحقیقات بیشتر در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت.




گزارش خراسان حاکی است: همچنین بررسی ها در محل وقوع جنایت مشخص کرد که صحنه نزاع پیرمرد و همسرش توسط دوربین ضبط شده است.http://havades.ir/ShowNews.asp?nid=42669


مرد دوزنه، جان همسر اولش را گرفت

| شنبه, ۲۷ دی ۱۳۹۳، ۱۰:۴۸ ب.ظ
مرد دوزنه، جان همسر اولش را گرفت
به گزارش جام جم، زن جوان که دیگر توان مقاومت نداشت روی زمین افتاد و بی‌هوش شد. سیاوش وقتی از کتک‌ها خسته شد، چوب را گوشه‌ای انداخت و از خانه خارج شد، اما این تمام ماجرا نبود زیرا تنها چهار روز بعد از این حادثه، کتک زدن‌های او باز شروع شد و این بار زن جوان را به کام مرگ کشاند.
آرام و خونسرد است و براحتی در رابطه با کتک هایی که به همسرش زده، صحبت می کند. او دوبار ازدواج کرده و کتک هایش، باعث مرگ همسر اولش شد. هر چند سیاوش مدعی است همسرش به او خیانت کرده، اما تمامی این گفته ها اظهاراتی است که او بیان می کند و هیچ دلیلی برای اثباتش ندارد.
چرا همسرت را به قتل رساندی؟
مدت ها بود با هم درگیری داشتیم، نمی خواستم او را به قتل برسانم، اما او به من خیانت کرده بود.
چطور به تو خیانت کرد؟
مدتی بود مزاحم تلفنی داشت و می خواست با مزاحم تلفنی اش ازدواج کند.
چطور متوجه این موضوع شدی؟
خودش به من گفت، چند روز پیش سراغم آمد و گفت مرد ناشناسی به او پیامک می دهد و با او تماس می گیرد و ابراز احساسات کرده است.
اگر می خواست به تو خیانت کند که حرفی از او به میان نمی آورد!
خودم دیدم در خرابه پشت خانه مان باهم حرف می زنند.
خب، شاید مرد ناشناس مزاحمش شده بود و او تقصیری نداشت. از او نپرسیدی چرا با هم ملاقات داشتند؟
پرسیدم، گفت اتفاقی او را دیده و برایش ایجاد مزاحمت کرده، اما من حرف هایش را باور نکردم.
مزاحم تلفنی را می شناختی؟
بله، چند وقت قبل همسرم از من شکایت کرد، مرد مزاحم هم برای کاری به کلانتری آمده بود.
چرا همسرت از تو شکایت کرده بود؟
گفتم که با همسرم درگیری داشتم و مدتی قبل او را کتک زدم، او هم از من شکایت کرد و در دادسرا پرونده تشکیل داد.
چرا همسرت را کتک می زدی؟
برای این که رفتارش سرد شده بود، به من اهمیت نمی داد و مرا دوست نداشت. من از این رفتارش خسته شده بودم، مدام دنبال دعوا بود. سر کوچک ترین حرفی دعوا راه می انداخت و من از روی عصبانیت او را کتک می زدم.
همیشه همسرت را کتک می زدی؟
آن اوایل نه، هر وقت دعوایمان می شد با چند سیلی همه چیز تمام می شد. اما این اواخر آن‎قدر با من سرد برخورد می کرد که مجبور بودم او را بشدت کتک بزنم.
برگردیم به شکایتت از مرد ناشناس، همسرت برای شکایت آمد؟
بله، زمانی که به سهیلا گفتم شکایت کنیم، قبول کرد و بعد از آن در دادسرا شکایت کردیم تا به آن رسیدگی شود.
پس با این حساب همسرتان به شما خیانتی نکرده بود!
حس می کردم به مرد ناشناس علاقه دارد و با او در ارتباط است. هر دفعه دعوایمان می شد می گفت دیگر نمی‎توانم این زندگی را تحمل کنم و می‎خواهم طلاق بگیرم. چرا پیش از آن این حرف‎ها را نمی زد؟ و از زمانی که کسی را پیدا کرده بود این حرف ها را می زد. از طرفی قرار بود شنبه برای پیگیری شکایت به دادسرا برویم، همسرم جمعه خانه پدرش بود و غروب شنبه به خانه آمد. به او گفتم چرا صبح نیامدی، گفت هر چه با تلفن همراهت تماس گرفتم جواب ندادی. راست می گفت، من خواب بودم و صدای تلفنم را قطع کرده بودم، اما اگر می خواست برای شکایت بیاید، برمی‎گشت خانه و مرا بیدار می کرد.
و بازهم با هم دعوایتان شد؟
بله، همسرم وقتی دید داد و فریاد می کنم، شال و کلاه کرد تا از خانه برود و بازهم گفت طلاق می خواهد. من هم جلوی او را گرفتم و اجازه ندادم از خانه بیرون برود. بعد هم با چوبی که در خانه بود به جانش افتادم و دست و پاهایش را کبود کردم.
چرا این کار را کردی؟
خسته شده بودم. نمی توانستم تحمل کنم که او می خواهد برود و به من خیانت کند. من هم طوری او را زدم که تا چند روز نمی توانست راه برود و بسختی حرکت می کرد. البته این را هم بگویم که جلوی من راه نمی رفت، اما دخترم می گفت زمانی که من نیستم بلند می شود و کارهای خانه را انجام می دهد.
بعد چه اتفاقی افتاد؟
چهار روز بعد، قبل از آن که سر کارم بروم بازهم با او دعوایم شد. از دستش خیلی عصبانی شدم، دستم را دور گردنش انداختم و فشار دادم و سرش را به زمین کوبیدم. بعد هم از خانه بیرون زدم و تا ظهر از حالش بی خبر بودم.
زمانی که از خانه بیرون می آمدی حال همسرت بد بود؟
نه، وضع جسمی اش بد نبود، فقط گریه می کرد، اما ظهر آن روز حالش بد شد.
چه کسی به تو خبر داد که حال همسرت بد است؟
همسر دومم با من تماس گرفت و گفت حال سهیلا بد است و فوری خودت را برسان.
همسر دومت؟ تو دوبار ازدواج کرده بودی؟
شانه هایش را با خونسردی بالا می اندازد و می‎گوید: بله، همسرم خودش می دانست. درواقع خودش به من گفت که برو ازدواج کن. از زمانی که همسرم نسبت به من بی تفاوت شده بود، تصمیم گرفتم ازدواج کنم و زن دیگری را جای او بیاورم. خود سهیلا هم می دانست و رابطه خیلی خوبی باهم داشتند. روز حادثه هم همسر دومم به خانه سهیلا می رود که می بیند حالش بد شده و با من تماس می گیرد. من دامداری دارم و وضع مالی ام خوب است، چه دلیلی داشت که ازدواج نکنم، آن هم وقتی همسرم به من اجازه این کار را داده بود. 9 سال قبل با سهیلا ازدواج کردم و فقط چهار سال با هم خوب بودیم، بعد از آن دیگر با من رفتار درستی نداشت.
رفتی خانه و همسرت را به دکتر رساندی؟
نه، به همسر دومم گفتم به خانواده سهیلا زنگ بزند و بگوید آنها خودشان را به سهیلا برسانند و او را دکتر ببرند. زمانی که آنها به خانه ام می روند و سهیلا را با دست و پاهای کبود می بینند، به اورژانس که در محل حاضر شده بود اجازه نمی دهند سهیلا را به بیمارستان ببرد. می گویند منتظر مامور کلانتری می شویم تا بیاید و صورت جلسه کند. بعد سهیلا را به پزشکی قانونی می بریم تا طول درمان بنویسد و بعد از این کارها او را به بیمارستان می بریم. هرچه پزشک اورژانس می گوید حال همسرم خراب است و اجازه دهید او را به بیمارستان ببریم خانواده اش اجازه نمی دهند. در این حین همسرم حمله قلبی می‎کند و جانش را از دست می دهد و حتی متخصص اورژانس هم نمی تواند او را احیا کند.
بعد از مرگ همسرت دستگیر شدی؟
بعد از فوت سهیلا، خانواده همسرم به دامداری آمدند، آنها می خواستند مرا به قتل برسانند. برای همین فرار کردم و یک ماهی متواری بودم، اما بعد از یک‎ماه وقتی دیدم راهی برای فرار نیست و از طرفی پلیس هم دنبالم است و بزودی دستگیر می شوم، خودم را معرفی کردم.
گفتی انگیزه ات از قتل همسرت، خیانت بوده؟
بله؛ همسرم خیانت کرد، به همین دلیل او را به قتل رساندم.
مدرکی هم برای اثبات گفته هایت داری؟
مرد جوان سکوت می کند...
حالا پشیمانی؟
رفتار سهیلا باعث این کار شد اما پشیمانم. کاش می توانستم زندگی ام را حفظ کنم.
http://havades.ir/ShowNews.asp?nid=42670
محبوب کن - فیس نما ?

تصویر ثابت