اتفاقات و حوادث ایران و جهان"این وبلاگ تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است

امید زندگی،اتفاقات جالب،تصادف،کلاهبرداری،قتل،سرقت وزورگیری،مواد مخدر،آتش سوزی،اجتماعی وسلامت،گروه های تکفیری،حوادث ژنتیکی،گروگان گیری ،خودکشی

اتفاقات و حوادث ایران و جهان"این وبلاگ تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است

امید زندگی،اتفاقات جالب،تصادف،کلاهبرداری،قتل،سرقت وزورگیری،مواد مخدر،آتش سوزی،اجتماعی وسلامت،گروه های تکفیری،حوادث ژنتیکی،گروگان گیری ،خودکشی

بزرگترین سایت آگهی رایگان چارراهی

اتفاقات و حوادث ایران و جهان"این وبلاگ تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است

حوادث و اتفاقات گذشته عبرتی برای آینده اند.لطفاسری هم به دسته اتفاقات جالب وامیدزندگی هم بزنید/به امید موعودصلح

 

sms panel free

http://s3.picofile.com/file/8196469092/New_Picture.png
بایگانی
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «قتل همسر» ثبت شده است

مرگ هولناک طاهره به دست شوهر حسودش

| پنجشنبه, ۲ بهمن ۱۳۹۳، ۱۲:۵۵ ب.ظ
مرگ هولناک طاهره به دست شوهر حسودش

به گزارش ایران، این مرد 41 ساله به نام «نوید احمد» همسر خود «طاهره احمد» 38 ساله را در خانه‌شان در لندن به قتل رسانده است.
به گزارش پلیس این زن و شوهر از مهاجران شرقی بوده‌اند.
پلیس می‌گوید قاتل پس از دستگیری قتل همسرش را انکار کرده بود اما پس از ارائه شواهد توسط مأموران پلیس لب به اعتراف گشوده است. قاضی پرونده می‌گوید: شوهر حسود و عصبی در پی خشم خود حمله وحشیانه‌ای به همسرش کرده که سزاوار مرگ است. همسایگان این زوج می‌گویند در زمان وقوع جنایت صدای جیغ و فریاد زن را از خانه آنها شنیده‌اند.
قاتل اعتراف کرده که قبل از کشتن همسرش قصد داشته کودکان را به خانه یکی از همسایگان بفرستد. قاضی «کریستوفر» می‌گوید: حکم نهایی درباره متهم در حدود چهار ماه بعد صادر خواهد شد.

یک زن با کمک دخترانش جان شوهرش را گرفت

| پنجشنبه, ۲ بهمن ۱۳۹۳، ۱۲:۵۰ ب.ظ
به گزارش عصر ایران، سرهنگ علی شیبانیان فرمانده انتظامی شهرستان مرودشت، در تشریح جزییات این خبر گفت: حدود دو ماه قبل زنی با مراجعه به یکی از مراکز انتظامی شهرستان شیراز اظهار نمود، شوهرش برای رساندن دخترش به دانشگاه از منزل خارج شده و دیگر به منزل بازنگشته است.
سرهنگ شیبانیان ادامه داد: موضوع از طریق انتظامی شهرستان شیراز در حال پیگیری بود تا اینکه برادر مقتول با مراجعه به پلیس آگاهی شهرستان مرودشت بیان داشت برادرش توسط همسرش به قتل رسیده و جسد نیز در باغچه منزل دفن شده است.
وی افزود: بلافاصله اکیپی از ماموران بررسی صحنه جرم پلیس آگاهی شهرستان در محل حاضر، جسد را از درون باغچه بیرون آورده و همسر مقتول به همراه هر دو دخترش را دستگیر نمودند.
سرهنگ شیبانیان تصریح کرد: در بازجویی از همسر مقتول وی لب به اعتراف گشود وگفت: شوهرش شدیداً به مواد مخدر اعتیاد داشته، بسیار بداخلاق بوده و مدام وی و فرزندانش رامورد ضرب وشتم قرار می داده به همین جهت تصمیم به قتلش گرفته است.
رئیس پلیس شهرستان مرودشت افزود: همسر مقتول در اعترافات خود چنین بیان کرد که پس از قتل همسرم جسد وی را در باغچه منزل دفن نمودیم و به مراکز انتظامی و بستگان اطلاع دادیم که شوهرم مفقود شده است.
سرهنگ شیبانیان خاطر نشان کرد: پس از گذشت بیش از دو ماه همسر مقتول و فرزندانش که از نظر روحی روانی به شدت دچار مشکل شده بودند وکابوس های و حشتناک آرامش را از آنان گرفته بود، تصمیم می گیرند که موضوع را فاش نمایند.

زنی که شوهرش را به خاطر یک عشق شوم، خفه کرد

| پنجشنبه, ۲ بهمن ۱۳۹۳، ۱۲:۴۸ ب.ظ
زنی که شوهرش را به خاطر یک عشق شوم، خفه کرد
به گزارش جام جم، پنجم مرداد سال 87 مرد جوانی با مراجعه به کلانتری 11 نهاوند ماموران را در جریان ناپدید شدن برادر میانسالش قرار داد. با اعلام این شکایت موضوع در دستور کار ماموران قرار گرفت و تلاش در این خصوص آغاز شد.
با کشف جسدی در کنار جاده و در داخل یک پرتگاه مشخص شد که جسد متعلق به مردی میانسال است که بر اثر خفگی جان خود را از دست داده است. با شروع تحقیقات مشخص شد که جسد متعلق به همان برادر مردی است که به کلانتری رفته و ناپدید شدن برادرش را اعلام کرده بود بنابراین تحقیقات در این خصوص آغاز شد. همسر مقتول در تجسس ها به ماموران گفت: شوهرم اعتیاد شدیدی به مواد مخدر داشت و گاهی اوقات اصلا به خانه نمی آمد. برای همین تصور می کنم او تصادف کرده باشد و یا از سوی دوستانش کشته شده باشد.
در ادامه مشخص شد که همسر مقتول با مردی ارتباط پنهانی داشته است. با این اطلاعات همسر مقتول به عنوان مظنون تحت بازجویی قرار گرفت و در نهایت به قتل همسرش با همدستی مرد جوان اعتراف کرد. وی گفت: شوهرم از من خیلی بزرگتر بود و اعتیاد شدیدی به مواد مخدر داشت و همیشه مرا اذیت می کرد. من هم چند وقتی می شد با مردی به اسم «هرمز» آشنا شده بودم و ارتباط داشتم. روز حادثه شوهرم ما را با هم دید.«هرمز» هم او را خفه کرد و من هم با چادرم جلوی دهن او را گرفتم.
با این اعترافات، مرد جوان نیز دستگیر شد و به جرم خود اعتراف کرد. پس از آن پرونده با صدور کیفرخواست به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران ارجاع شد. متهمان در این شعبه محاکمه شدند و در پایان نیز هیات قضایی به «هرمز»، قصاص و به زن جوان نیز حکم زندان صادر کردند. با اعتراض اولیای دم مبنی بر اینکه زن جوان نیز در قتل شوهرش مشارکت داشته است پرونده به شعبه 16 دیوان عالی کشور ارجاع شد.
قضات این شعبه نیز پس از بررسی پرونده، حکم قصاص «هرمز» را تایید کرده ولی حکم زندان زن جوان را رد کردند. آنها اعتراض اولیای دم را وارد دانسته و هردو متهم را مستحق قصاص دانستند بنابراین پرونده برای رسیدگی به جرم زن جوان بار دیگر به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران ارجاع شد.

من قاتل همسرم هستم!

| چهارشنبه, ۱ بهمن ۱۳۹۳، ۱۰:۱۴ ق.ظ
من قاتل همسرم هستم!

معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ از دستگیری مردی که همسرش را خفه کرده و جسدش را به آتش کشیده بود، خبر داد.

به گزارش سرویس «حوادث» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در ساعت 10 صبح روز 23 دی ماه امسال یک فقره کشف جسد در حال سوختن به کلانتری 141 شهرک گلستان اعلام شد. با حضور ماموران در محل و بررسی‌های اولیه مشخص شد جسد متعلق به خانم جوانی حدودا 30 ساله است که توسط کارگران کشف و این افراد نسبت به خاموش کردن آتش اقدام کرده‌اند.

با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع "قتل عمد" و به دستور شعبه پنجم بازپرسی دادسرای ناحیه 27 تهران، پرونده برای رسیدگی در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت و در اولین مرحله از تحقیقات، شناسایی هویت جسد مقتوله در دستور کار کارآگاهان قرار گرفت که با بررسی بانک اطلاعات فقدان افراد، کارآگاهان موفق به شناسایی هویت مقتوله به‌نام سحر 27 ساله شدند که پرونده فقدانش توسط اعضای خانواده وی در پایگاه دوم پلیس آگاهی تهران بزرگ تشکیل و در حال رسیدگی بود.

با حضور اعضای خانواده مقتوله در اداره دهم پلیس آگاهی و شناسایی تصاویر دخترشان، آنها در اظهارات خود عنوان کردند که از طریق دامادشان در جریان ناپدید شدن سحر قرار گرفته اند. خانواده سحر در اظهارات خود گفتند که در 22 دی ماه امسال دامادمان به‌ نام ایمان 28 ساله با مراجعه به محل سکونت‌مان عنوان داشت که برای خرید دارو به داروخانه مراجعه کرده اما پس از تهیه دارو، زمانیکه به محل پارک خودرو مراجعه کرده سحر را در داخل ماشین ندیده و به همین علت ابتدا موضوع را به صورت تلفنی اطلاع داده و سپس به دنبال ما آمده و با یکدیگر برای طرح شکایت فقدان سحر به کلانتری مراجعه کردیم.

با توجه به اظهارات خانواده مقتوله، تحقیقات از همسر مقتوله در دستور کار کارآگاهان قرار گرفت اما در ادامه مشخص شد که ایمان ناپدید شده و هیچ کسی از وی اطلاعی ندارد.

در شرایطی که تحقیقات برای شناسایی ایمان و انجام تحقیقات از وی در دستور کار اداره دهم قرار داشت، در ساعت 19 روز 28 دی ماه امسال جوانی با مراجعه به کلانتری 134 شهرک قدس به مأموران اعلام کرد که همسرش را به قتل رسانده و پس از ارتکاب جنایت نیز جسد وی را به آتش کشیده است.

با توجه به اعتراف این جوان به ارتکاب جنایت، پرونده مقدماتی در این خصوص تشکیل و این شخص برای انجام تحقیقات به اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل شد.

با انتقال متهم به اداره دهم پلیس آگاهی، کارآگاهان با شناسایی هویت وی اطلاع پیدا کردند که این جوان همان داماد خانواده سحر است که مدعی ناپدید شدن همسر خود شده و طی این مدت نیز ناپدید شده بود.

"ایمان . ر" با اعترافات صریح به قتل همسرش ، در اظهاراتش به کاراگاهان گفت: در ساعت 19 روز 22 دی ماه به دنبال سحر رفتم تا او را از خانه پدرش برداشته و به خانه خودمان در میدان ساحل ( واقع در منطقه 22 تهران ) بازگردیم؛ پس از انجام خرید برای خانه و در نزدیکی‌های میدان آزادی، سحر موضوعِ صحبت درباره ارتباطش با یکی از دوستانش به‌نام سعیده را که در آمریکا زندگی می‌کند مطرح کرد و این در حالی بود که او کاملا می‌دانست که من هیچ علاقه ای به صحبت درباره سعیده و خانواده‌اش ندارم، چراکه پیش از ازدواج من و سحر، برادر سعیده خواستگار سحر بود و سعیده نیز دیگر در ایران حضور نداشت و به همین علت من دلیلی برای ادامه ارتباط سعیده و سحر نمی‌دیدم.

ایمان در ادامه اعترافاتش عنوان کرد: سحر زمانیکه عصبانی می‌شد دیگر قابل کنترل نبود و من نیز به همین علت سعی می‌کردم که با او جر و بحث نداشته باشم اما زمانیکه موضوع سعیده و خانواده‌اش را مطرح کرد در یک لحظه کنترل خودم را از دست داده و شروع به مشاجره لفظی با او کردم؛ سحر قصد ایجاد سر و صدا در داخل ماشین را داشت و من نیز برای ساکت کردن او گلویش را گرفته و فشار دادم تا ساکت شود اما در یک لحظه متوجه شدم که سحر دیگر نفس نمی‌کشد و من او را خفه کرده‌ام.

ایمان در خصوص آتش زدن جسد همسرش به کارآگاهان گفت: بسیار ترسیده بودم؛ در حالیکه جسد سحر بر روی صندلی بود، سراسیمه به سمت اتوبان آزادگان ( مسیر جنوب به شمال ) حرکت کردم که متوجه یک جاده خاکی در حاشیه اتوبان شدم؛ پس از ورود به داخل این جاده خاکی، گودالی را پیدا کردم که به نظر می‌رسید در آنجا در حال ساختن چیزی شبیه به کانال هستند؛ جسد را در تاریکی شب از ماشین خارج، به داخل گودال پرتاب و به سرعت از محل دور شدم؛ فردا صبح یعنی در ساعت 6 روز 23 دی ماه مقداری بنزین تهیه کرده و مجددا به محل رها کردن جسد بازگشتم و در آنجا بود که جسد را آتش زده و از محل فرار کردم. پس از آن و در ساعت 8 صبح به در منزل خانواده سحر رفته و با آنها به دادسرا رفتیم.

ایمان در خصوص طرح داستان خرید دارو از داروخانه نیز به کارآگاهان گفت: سحر و خانواده اش ارتباط نزدیکی با یکدیگر داشتند و اگر هر روز همدیگر را نمی‌دیدند، روزی چند بار به صورت تلفنی با یکدیگر در ارتباط بودند و اطمینان داشتم که آنها به زودی نگران غیبت سحر خواهند شد، به همین علت در ساعت 20:30 روز حادثه ( با توجه به تاریخ ثبت شده در رسید داروخانه بدست آمده از متهم ) به داروخانه‌ای در خیابان امیرکبیر رفته و مقداری دارو خریدم تا در زمان تحقیقات پلیس بتوانم داستان خود در خصوص مراجعه به داروخانه و ناپدیدشدن سحر را ثابت کنم‌.

ایمان در خصوص ناپدید شدن خودش نیز به کارآگاهان گفت: چند ساعت پس از طرح شکایت در خصوص فقدان سحر تصمیم به فرار گرفتم به همین علت بدون اطلاع هیچ کس از تهران خارج و به مناطق شمالی کشور در استان گیلان رفته و خانه‌ای را در آنجا اجاره کردم. تصمیم به فرار داشتم اما پس از چند ساعت، دچار عذاب وجدان شدیدی شدم. دیگر نمی توانستم تحمل کنم و تصمیم گرفتم تا به تهران برگشته و خودم را به پلیس معرفی کنم.

ایمان در آخر اعترافاتش عنوان کرد: من قصد کشتن همسرم را نداشتم. من واقعا همسرم را دوست داشتم و فکر می‌کنم که او هم مرا دوست داشت. نمی‌دانم که یک دعوای ساده چرا باید به اینجا کشیده شود. من با تمام وجود از کَرده‌های خود پشیمانم و آماده پذیرش هر حکمی هستم.

به گزارش ایسنا، بر اساس اعلام مرکز اطلاع رسانی پلیس آگاهی تهران بزرگ، سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده ، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ با اعلام این خبر گفت: با توجه به اعتراف صریح متهم به ارتکاب جنایت، قرار بازداشت موقت از سوی مقام قضایی صادر و متهم برای انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است
دعوای ساده به قیمت جان زن27ساله تمام شد/ قاتل به دلیل عذاب وجدان،خودش را به پلیس معرفی کرد
ساعت 10 صبح 23 دی‌ماه وقتی رهگذران و کارگران با جسد شعله‌ور زنی در شهرک گلستان روبه‌رو شدند، وحشت‌زده با پلیس تماس گرفتند.

وقتی مأموران کلانتری شهرک گلستان خود را به جسد زن جوان که آتش آن از سوی کارگران خاموش شده بود، رساندند ماجرای این جنایت آتشین به بازپرس شعبه 5 دادسرای امور جنایی تهران اطلاع داده شد و همزمان تیمی از اداره 10 پلیس آگاهی پای در صحنه پیدا شدن جسد سوخته زنانه گذاشتند.
هیچ مدرک شناسایی در اطراف جسد زن جوان نبود و کارآگاهان با بررسی پرونده زنان گمشده خیلی زود فاش کردند که قربانی زن 27 ساله‌ای به نام «سحر» است و ناپدید شدن وی از سوی خانواده‌اش به پلیس اطلاع داده شده و در پایگاه دوم پلیس آگاهی تهران تحت پیگیری بوده است.
خانواده سحر با دیدن عکس دخترشان، وی را شناسایی کردند و نزد پلیس گفتند که از طریق دامادشان در جریان گم شدن سحر قرار گرفته‌اند.
یکی از اعضای خانواده قربانی جنایت گفت: روز 22 دی‌ماه داماد 28 ساله‌مان به نام «ایمان» به خانه‌مان آمد و گفت که همراه سحر سوار بر خودرو در خارج از خانه بوده‌اند که برای خرید دارو از خودرو پیاد شده است و وقتی از داروخانه برگشته، دیده سحر داخل خودرو نیست و هرچه منتظر مانده، سحر بازنگشته است. دامادمان ابتدا تلفنی ما را در جریان قرار داد بعد سراغمان آمد و باهم به کلانتری رفته و گم شدن سحر را به پلیس خبر دادیم. کارآگاهان جنایی که داستان عجیبی را می‌شنیدند، وقتی خواستند ایمان را تحت تحقیق بگیرند، متوجه شدند وی نیز ناپدید شده و کسی از سرنوشتش اطلاعی ندارد. هنوز ردپایی از داماد مرموز به دست نیامده بود که ساعت هفت غروب 28 دی‌ماه وی با پای خود به کلانتری 134 شهرک قدس رفت و ادعا کرد همسرش را به قتل رسانده و پس از آن جسد سحر را به آتش کشیده است. همین اعتراف کافی بود تا ایمان پیش‌روی کارآگاهان جنایی قرار گیرد.
وی در‌خصوص جزئیات جنایت گفت: ساعت هفت غروب سراغ سحر رفتم تا او را از خانه پدرش برداشته و به خانه خودمان در میدان ساحل واقع در منطقه 22 تهران ببرم. پس از انجام خرید برای خانه و نزدیکی‌های میدان آزادی، سحر موضوع صحبت درباره ارتباطش با یکی از دوستانش به نام «سعیده» را که در امریکا زندگی می‌کند، مطرح کرد و این در حالی بود که او کاملاً می‌دانست من هیچ علاقه‌ای به شنیدن ماجراهای وی و سعیده و خانواده‌اش ندارم، چرا که پیش از ازدواج من و سحر، برادر سعیده خواستگار سحر بوده و سعیده نیز دیگر در ایران حضور نداشت و به همین علت من دلیلی برای ادامه ارتباط سعیده و سحر نمی‌دیدم. داماد خشمگین ادامه داد: سحر زمانی که عصبانی می‌شد، دیگر قابل کنترل نبود و من نیز به همین علت سعی می‌کردم با او جر و بحث نداشته باشم، اما زمانی که موضوع سعیده و خانواده‌اش را مطرح کرد، در یک لحظه کنترل خودم را از دست داده و با وی مشاجره کردم. وقتی سحر خواست داخل خودرو سر و صدا کند، برای ساکت کردن او، گلویش را گرفته و فشار دادم تا ساکت شود که ناگهان دیدم سحر دیگر نفس نمی‌کشد و من او را کشته‌ام. خیلی ترسیده بودم، در حالی که جسد سحر روی صندلی بود، سراسیمه به سمت اتوبان آزادگان مسیر جنوب به شمال حرکت کردم که متوجه یک جاده خاکی در حاشیه اتوبان شدم. پس از ورود به این جاده خاکی، گودالی را پیدا کردم که به نظر می‌رسید در آنجا در حال ساختن چیزی شبیه کانال هستند. جسد را در تاریکی شب از خودرو خارج و به درون گودال پرتاب کردم و بسرعت از محل دور شدم. روز بعد ساعت 6 صبح بود که مقداری بنزین تهیه کرده و باز به محل رها کردن جسد برگشتم و آن را آتش زده و فرار کردم. دو ساعت بعد به خانه پدرزنم رفته و وانمود کردم سحر گم شده است. ایمان در خصوص طرح داستان خرید دارو نیز گفت: سحر و خانواده‌اش ارتباط نزدیکی با هم داشتند و اگر هر روز همدیگر را نمی‌دیدند، روزی چند بار به صورت تلفنی حرف می‌زدند و اطمینان داشتم که آنها بزودی نگران غیبت سحر خواهند شد، به همین خاطر ساعت 5/8 شب مورخه 22 دی‌ماه به داروخانه‌ای در خیابان امیرکبیر رفته و مقداری دارو خریدم تا در زمان تحقیقات پلیس بتوانم داستان خود در‌خصوص مراجعه به داروخانه و ناپدید شدن سحر را ثابت کنم. چند ساعت پس از طرح شکایت در‌خصوص گم شدن سحر تصمیم به فرار گرفتم، به همین خاطر بدون اطلاع هیچ‌کس از تهران خارج شدم و به استان گیلان رفتم و خانه‌ای را در آنجا اجاره کردم، تصمیم به فرار داشتم اما پس از چند ساعت دچار عذاب وجدان شدیدی شدم. دیگر نمی‌توانستم تحمل کنم و تصمیم گرفتم به تهران برگشته و خودم را به پلیس معرفی کنم.
ایمان با بغض گفت: من قصد کشتن همسرم را نداشتم، من واقعاً سحر را دوست داشتم و فکر می‌کنم او هم مرا دوست داشت. نمی‌دانم یک دعوای ساده چرا باید به اینجا کشیده شود، من با همه وجود از رفتارهای خودم پشیمانم و آماده پذیرش هر حکمی هستم.
محبوب کن - فیس نما ?

تصویر ثابت