اتفاقات و حوادث ایران و جهان"این وبلاگ تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است

امید زندگی،اتفاقات جالب،تصادف،کلاهبرداری،قتل،سرقت وزورگیری،مواد مخدر،آتش سوزی،اجتماعی وسلامت،گروه های تکفیری،حوادث ژنتیکی،گروگان گیری ،خودکشی

اتفاقات و حوادث ایران و جهان"این وبلاگ تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است

امید زندگی،اتفاقات جالب،تصادف،کلاهبرداری،قتل،سرقت وزورگیری،مواد مخدر،آتش سوزی،اجتماعی وسلامت،گروه های تکفیری،حوادث ژنتیکی،گروگان گیری ،خودکشی

بزرگترین سایت آگهی رایگان چارراهی

اتفاقات و حوادث ایران و جهان"این وبلاگ تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است

حوادث و اتفاقات گذشته عبرتی برای آینده اند.لطفاسری هم به دسته اتفاقات جالب وامیدزندگی هم بزنید/به امید موعودصلح

 

sms panel free

http://s3.picofile.com/file/8196469092/New_Picture.png
بایگانی
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شکارچی» ثبت شده است

شلیک اشتباهی به دوست در شکار آهو!/ صلاحیت تفنگ داران چگونه بررسی می شود؟

Animal-Rights-Watch-ARW-Gun

دیده بان حقوق حیوانات: شلیک اشتباهی شکارچی آهو در اعماق جنگل‌های «فریم» کیاسر جان دوستش را گرفت.

به گزارش ایران، این حادثه هنگامی رخ داد که قربانی حادثه همراه دو تن از دوستانش برای شکار به جنگل‌های اطراف ساری رفته بودند.

بنابر این گزارش، سه مرد جوان با استفاده از تاریکی نیمه شب به عمق جنگل‌های اطراف مرکز استان مازندران واقع در منطقه فریم کیاسر رفته بودند.

این سه شکارچی جوان که از ساکنان منطقه روستای تلاوک دودانگه هستند در تاریکی شب به کمین آهو نشسته بودند که با دیدن طعمه یکی از آنها به سمت حیوان وحشی نشانه رفته و ماشه سلاح شکاری‌اش را چکاند.

شکارچی جوان در حالی که به انتظار افتادن شکارش بود با فریاد‌های دلخراش دوستش دانست که حادثه ناگوارتری رخ داده است. عامل شلیک وقتی همراه دوستش به محل صدا رفت در کمال تعجب با پیکر خون آلود دوستش در حالی روبه‌رو شد که گلوله به ناحیه شکم وی اصابت کرده بود.

دو مرد جوان که وضعیت دوست خود را خطرناک می‌دیدند بسرعت او را به بیمارستان انتقال دادند اما تلاش‌های تیم پزشکی بی نتیجه ماند و او در آغوش مرگ فرو رفت. با مرگ این پسر جوان، پرونده‌ای در اداره آگاهی مازندران تشکیل شد و رسیدگی درباره علت و چگونگی وقوع حادثه در دستور کار قرار گرفت.

در همین راستا پزشکان قانونی پس از بررسی و مطالعه روی جسد قربانی حادثه که «عادل کاوه» نام داشت علت مرگ را اصابت ساچمه‌های شلیک شده به ناحیه حیاتی اندام قربانی حادثه اعلام کردند.

«علی کلانه» محیط‌بان سابق پناهگاه حیات وحش دودانگه در این باره گفت: این ۳ نفر شکارچی غیرمجاز به صورت شبانه و به قصد شکار شوکا وارد جنگل‌های منطقه دودانگه شده شده بودند که به علت تاریکی هوا دو نفر از آنان اشتباهی به سمت نفر سوم شلیک کرده و وی را به قتل می‌رسانند.

وی افزود: شکارچیان با تقلید صدای شوکا، به راحتی این گوزن کوچک را در هر نقطه‌ای از جنگل به سمت خود کشیده و به محض حضور شوکا حیوان را هدف قرار می‌دهند. بنابراین شکارچیان در تاریکی هوا نیز در نقطه‌ای بدون حرکت نشسته و با کمک برگ درختان صدای شوکا را تقلید می‌کنند. پس از دقایقی شوکا از لابه‌لای پوشش انبوه جنگل در مقابل شکارچی ظاهر می‌شود. در این حادثه به احتمال فراوان شکارچیان پس از تقلید صدای شوکا آماده حضور حیوان و شلیک به سمت آن بوده‌اند اما به دلیل تاریکی هوا صدای تحرک نفر سوم را با صدای حرکت شوکا اشتباه گرفته و به سمت وی شلیک کرده‌اند.

شکارچیان در این حادثه که به دفعات اقدام به شکار غیرمجاز گونه‌های نادری چون مرال، شوکا و قرقاول کرده‌اند بارها تحت تعقیب محیط‌بانان قرار گرفته و هربار به نوعی موفق به فرار از دست مأموران شده بودند.

محیط‌بان سابق پناهگاه حیات وحش دودانگه در ادامه گفت: عامل اصلی قتل دقیقاً یک سال قبل در مردادماه ۹۲ توسط من و همکارانم در جنگل تعقیب و به همراه یک سلاح شکاری تک لول که متعلق به پدرش بود، دستگیر شد.

علی کلانه گفت: در آن زمان به پدر این شکارچی که برای وساطت و آزادی پسرش به پاسگاه محیط‌بان مراجعه کرده بود گفتیم حمایت بی مورد وی از عمل غیرقانونی پسرش منجر به ایجاد دردسرهای بزرگتری در آینده برای او و خانواده‌اش خواهد شد که متأسفانه در نهایت اقدامات شرورانه‌ این فرد حدوداً ۳۲ ساله منجر به مرگ یک جوان دیگر شد

رئیس پارک ملی دنا توسط شکارچیان به گلوله بسته شد

Animal-Rights-Watch-ARW-Crime

دیده بان حقوق حیوانات: فیض الله افشار وکیل پایه یک دادگستری و وکیل محیط بان غلامحسین خالدی که در زندان یاسوج به اعدام محکوم شده به خبرنگار مهر گفت: علی افشار پسر شهید کرامت افشار است که کمتر از دو ماه پیش به ریاست پارک ملی دنا گمارده شده بود، او به ضرب سه گلوله شکارچیان در کتف و بازویش روانه بیمارستان شیراز شده است.

وی با تشریح وضعیت جسمانی علی افشار تاکید کرد: او ساعت ۵ صبح دوشنبه به همراه چند محیط بان دیگر در منطقه میمند با چهار شکارچی غیر مجاز مواجه می شوند که در همان ابتدا توسط شکارچیان به گلوله بسته می شوند.

وی افزود: یکی از شکارچیان توسط  محیط بانها دستگیر و یکی دیگر نیز امروز صبح توسط پلیس آگاهی یاسوج دستگیر شده و دو نفر دیگر نیز متواری هستند. علی افشار در حال حاضر  با سه گلوله در بدنش در حال انجام ام آر آی در  بیمارستان مرکزی شیراز، منتظر ورود به اتاق عمل است.

منطقه حفاظت شده دنا در سالهای اخیر محل درگیری شدید میان شکارچیان و محیط بان هایی بوده که در آخرین اتفاقات غلامحسین خالدی و اسعد تقی زاده از محیط بانان این منطقه به دلیل درگیری و قتل شکارچیان غیر مجاز به اعدام محکئوم شده و حکم آنها توسط دیوان عالی کشور تائید شده است.

هجوم شکارچیان به منطقه حفاظت شده دنا و کاهش چشمگیر تعداد حیات وحش این منطقه ناشی از ضعف مدیریت و نبود امنیت جانی و امنیتی برای محیط بانان دنا بوده است. این در حالی است که شکارکش ها بعد از درگیری با محیط بانان به دلایل نامعلومی به سرعت از زندان آزاد می شوند اما محیط بانانی که طبق قانون مجوز حمل و استفاده از سلاح را دارند محکوم به اعدام می شوند

لجبازی است، شکار را ممنوع نکنید!

| سه شنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۳، ۱۲:۰۲ ب.ظ

دیده بان حقوق حیوانات:/طهورا شهبازی: محمدعلی اینانلو نتیجه حمله های اخیر شکارچیان به حیوانات و محیط بانان را نتیجه سیاست های اشتباه مسوولان می داند که آنها را به این کارها وامی دارد.

به گوش دو محیط بان مستقر در پاسگاه قلعه یاور پارک ملی قمیشلو می رسانند که شکارچیان متخلف به پارک وارد شده اند. دو محیط بان عازم منطقه می شوند و شب را در تعقیب و ردزنی متخلفین در کوه سپری می کنند.

به گزارش خبرآنلاین نیمه های شب و در غیبت محیط بانان داخل پاسگاه گروهی از شکارچیان غیرمجاز وارد محیط بانی می شوند و پس از سرقت دو دستگاه موتورسیکلت تریل متعلق به دولت، با پرتاب کوکتل مولتوف و مواد منفجره دست ساز به درون پاسگاه، ساختمان محیط بانی قلعه یاور را به آتش می کشند.

یک سال قبل از این اتفاق شکارچی دیگری تفنگ به دست گرفته از اتوبان همت گوزن زردی را نشانه گرفت. گوزنی که در داخل محوطه فنس کشی شده و بیخ گوش مسوولان سازمان محیط زیست مشغول گردش بود. ناگهان شکارچی تیر اول را به سمت گوزن زرد شکلیک کرد. از کسی خبری نشد. تیر دوم شلیک شد از کسی خبری نشد تا اینکه تیر سوم هم به بدن گوزن برخورد کرد و از پا درآمد. شکارچی هم فرار کرد.

کینه شکارچیان روز به روز نسبت به طبیعت و محیط بانان افزایش یافت و برخوردهای فیزیکی و هجومی با حامیان طبیعت بیشتر شد. اوایل برخورد فیزیکی با محیط بان بعد شلیک به محیط بان بعد از آن پرتاب کوکتل مولتوف و از بین بردن حیوانات فقط با نیت لجبازانه.

محمدعلی اینانلو، کارشناس محیط زیست یکی از مخالفان ممنوع کردن شکار و اعلان جنگ دادن به شکارچیان است. او بارها به این مساله تاکید کرده بود که دشمنی میان محیط بانان و شکارچیان و بیابانگردان طبیعت نتیجه ای جز پاشیدن بذر کینه و دشمنی در میان آنها نخواهد داشت که این کینه ها در نهایت بلای جانسوزی خواهد شد که به جان طبیعت و حیوانات آن خواهد افتاد که تا ریشه آن را خواهد سوزاند.


خبر اخیر در مورد حمله شکارچیان با کوکتل مولتوف به پاسگاه محیط بانان را شنیده اید؟ شما قبلا در یادداشت هایتان اتفاقاتی مشابه این را پیش بینی می کردید ریشه این اتفاقات را در چه می دانید؟

من مساله لجبازی و شکارکشی را پیش بینی کرده بودم، ولی واقعا کوکتل مولتوف را پیش بینی نکرده بودم چون واقعا پیشرفته است! این اتفاقاتی که در بیابان می افتد همه معلول است، علت نیست و ما به دنبال علت نباید در بیابان بگردیم. کشته شدن محیط بان معلول است، کشته شدن خرس بالای آهار معلول است، کشته شدن گوزن زرد پارک پردیسان معلول است، پرتاب کوکتل مولتوف به پاسگاه معلول است. متاسفانه جامعه خبرنگاران محیط زیستی ما زمانی که می خواهند دنبال علت بگردند به سراغ معلول می روند همانطور مسوولین هم هر وقت می خواهند به دنبال علت بگردند به سراغ معلول ها می روند در صورتی که علت جای دیگری است.

معلول چه چیزی است؟

من در سال ۷۱ مطلبی نوشتم با عنوان امکان اجرای قانون. آن موقع تازه زمانی بود که قوانین خلق الساعه برای ممنوعیت شکار و محدودیت در این باره که یکی از علت های همین معلول هاست توسط غیر متخصصین به صورت قانون در می آمد. این قانون شکارچی و محیط‌بان را مقابل هم قرار می داد. خلاصه مطلب من این بود، قانونی که نمی توانید اجرا کنید وضع نکنید. به دلیل اینکه اگر بنا به اجرا باشد نیرویش را ندارید و اگر نخواهید اجرا کنید قانون را بی اعتبار کرده اید. دوم اینکه هنگامی که این قوانین را وضع می کنید چه کسی باید این قوانین را اجرا کند؟ محیط بان در بیابان در شرایط سختی مثل سرمای بیش از حد یا گرمای بیش از حد. یا اینکه از نظر پزشکی افت قند خون پیدا کرده این قوانین را باید اجرا کند، طرف مقابل هم یک انسان کم سوادی است که او هم همین حالت ها را دارد و مسلح هم هست، عرصه هم عرصه خشنی است این دو طرف به هم تیراندازی می کنند. زمانی من این را گفتم که حتی یک محیط بان هم شهید نشده بود و یک شکارچی هم کشته نشده بود.


ریشه شکل گیری این کینه ورزی و لجبازی را از کجا می دانید؟

آخرین مقاله ای که بنده دراین باره نوشتم با عنوان «بوی خون می آید» بعد از زمانی بود که شکارچی گوزن زرد را در پارک پردیسان هدف قرار داد (که سرگذشت نامعلومی هم داشت). در آن زمان مدیر کل محیط زیست سخنرانی احساساتی کرد که خلاصه سخنرانی اعلان جنگ دادن به یک گروه بود. گفتند که شکار را کلا ممنوع می کنند. من در آن زمان اعلام کردم که شما با چه نیرویی اعلان جنگ می کنید. به پنج، شش میلیون آدمی اعلان جنگ می دهید که همه مسلح هستند، لباسشان، ماشینشان معلوم نیست و اکثرا تفنگ های غیرمجاز پنهان کرده در کوه دارند. من از همان زمان اعلام کردم که این اعلان جنگ تبعات دارد. این اعلان جنگ باعث زنده شدن فرهنگی می شود که سال هاست به فراموشی سپرده شده بود. این فرهنگ، فرهنگ شکارهای لجبازانه بود. در دهه ۳۰ که سازمان شکاربانی و نظارت بر صید تاسیس شد یک عده آدم قلچماق از ژاندارمری آوردند به عنوان نیروهای سازمان شکاربانی و نظارت بر صید، اینها با همان فرهنگ وکیل باشی خودشان شروع کردند به قلع و قمع و کتک زدن که نتیجه آن هم شکارهای لجبازانه شد. تقریبا شبی نبود که برای نشان دادن لجبازی شان سرو کله و دست و پای ۱۰-۲۰ آهو در گونی پر نشود و به داخل ساختمان های شکاربانی پرت نشود اتفاقا یکی از دلایلی که نسل آهو رو به انقراض رفت همین کارهای لجبازانه بود که دلیل آن هم مقررات و رفتارهای غلط بود. این روش مدت ها بود با آمدن محیط بان های تحصیلکرده و با تجربه ای مانند بیژن دره شوری و هوشنگ ضیایی اصلاح شد و رفتارها محترمانه شد. در نتیجه فرهنگ شکارهای لجبازانه به تدریج از بین رفت. اما با قوانین غلطی که در این مدت از ۲۰ سال پیش همینطور به تدریج وضع شده و بیرون آمده و بین محیط بان و کسانی که به شکار می روند ایجاد دشمنی کرده باعث این اتفاقات شده است.

پس علت را سیاستگذاری های غلط در دوره های قبل می دانید؟

صد در صد. این حس لجبازی باعث تیراندازی به طرف محیط بان، حمله با کوکتل مولتوف و آتش زدن جنگل ها می شود. اینها تماما لجبازی هایی است که شکارچیان می کنند. مسوولان محیط زیست به کسانی اعلان جنگ دادند که این کارها را قادر هستند انجام دهند. علت را در بیابان نباید جست و جو کرد علت را در جای دیگری باید جست و جو کرد که تصمیم گیری های محیط زیستی انجام می شود. تصمیم هایی که غیر کارشناسانه است. کسانی راجع به بیابان تصمیم گیری می کنند که تا به حال یک شب در بیابان نخوابیده اند. برای کسانی که ۲ماه پوتین از پایشان در نمی آید کسانی تصمیم می گیرند که تا به حال پوتین به پا نکرده اند. کسی که برای بیابان اندیشه می کند باید از جنس خود بیابان باشد.

با این اوصاف چه تدبیری می توان اندیشید تا جلوی این لجبازی ها گرفته شود و محیط زیست بیشتر از این آسیب نبیند؟

چاره کار یک مطلب بسیار طولانی می طلبد و بحث کاملا فنی است که باید به صورت یک میزگرد بررسی شود. اما به صورت خلاصه چاره کار هر چیزی که هست ایجاد دشمنی میان محیط بان و بیابانگردهای مسلح نیست. این دشمنی از هرجا جلویش گرفته شود خوب است. برای تصمیم گیری در این حوزه باید در بیابان خوابیده باشید و با محیط بان گذرانده باشید. روانشناسی بیابان چیز دیگری است. تا به حال ما یک درگیری فیزیکی با محیط بان داشتیم بعد شد تیراندازی به طرف محیط بان حالا شده کوکتل مولتف این واقعا خطرناک است چون اگر جلوی این کارها گرفته نشود شاهد اتفاقات بدتر هم خواهیم بود.

در گذشته هم شاهد تصمیمات غلط اینچنینی بوده ایم. یکی از تصمیمات غلط سازمان محیط زیست آوردن دلبر و کوشکی به پارک پردیسان است. برای ازدیاد نسل یوزپلنگ تصمیم گرفته شده است که کوشکی و دلبر که سال ها در بیابان از هم جدا زندگی می کنند در پردیسان کنار هم قرار گیرند. به جای کنار هم قراردادن این دو در بیابان برای جفت گیری تصمیم گرفتند آنها را در هوای آلوده‌ای که ما قادر به تنفس نیستیم این دو حیوان جفت گیری انجام دهند. این پلنگ ها هم سرگذشت ببرهایی را پیدا خواهند کرد که مشمشه یکی یکی آنها را از پا درآورد. تصمیم نادرست دیگر سازمان ول کردن شیر در میانکاله است. این تصمیم به دلایلی اشتباه است. اولا که میانکاله دیگر از دست گاوداری ها و گوسفندداری ها جای سوزن انداختن ندارد بعد هم اگر مساله کمبود جا وجود نداشته باشد طبیعت آن طبیعت شیر نیست. شیر یک طبیعت دیگری دارد در صورتی که آنجا درخت انار وحشی قرار دارد که قاعدتا غذای شیر نیست.

چاره مقابله با این لجبازی ها چیست؟

چاره این کار، فعالیت های فرهنگی است. یعنی به جای بگیر وببند و زنجیر و دشنه نشان دادن، مسوولان محیط زیست باید در رسانه ها با مردم حرف بزنند. همه را با یک چوب نرانند. اینهایی جنکل آتش می زنند، حیوانات را می زنند. کوکتل مولتوف می زنند، به چند دسته تقسیم می شوندو. انهایی که کاملا موجودات وحشی حیوان کش و وحشی که هیچ حرفی با انها نداری و با هیچ حرفی هم درست نمی شوند. نمونه اش آن کسی که شکم خرس را پاره می کنند. ما با اینها نه کاری داریم و نه به جایی می رسیم. یک دسته شکارچی های غیرمجازی هستند که در حاشیه شهرهای کوچک زندگی می کنند و برای خودشان شکار می کنند. می شود با اینها کار فرهنگی کرد و به آنها گفت با شما کاری نداریم. این طبیعت برای شماست. البته به این معنا نیست که اینها را اعمال قانون نکنیم.

یک دسته هم شکارچی های تحصیل کرده و فهمیده هستند. نه فقط آنهایی که دکتر و مهندس هستند. علاوه بر اینها فردی که در فلان دهات زندگی می کند اما محیط زیست را می فهمد. کسی است که قانون را می شناسد و دلش می خواهد با قانون همکاری کنند. به شرطی که سازمان محیط زیست هم انها را به حساب بیاورد. اینها حافظان بالقوه محیط زیست هستند. هرچند که شکارچی هستند. (لطفا دوستان جوان احساساتی به من حمله نکنند که از شکارچی ها دفاع می کنی) اگر آدمهایی از جنس خودشان با اینها حرف بزنند، گوش می دهد. لزوما لفظ قلم حرف زدن و لباس شیک پوشیدن،‌ اینها را تحت تاثیر قرار نمی دهد. با اینها باید امیرخان آهنی حرف بزند. آقای کاوه از اصفهان صحبت کند. بیژن دره شوری و هوشنگ ضیایی و خسرو سریری حرف بزنند. این جماعت به آدم های اتوکشیده اطمینان نمی کنند. اگر با اینها به زبان خودشان حرف زده شود، در درجه اول خودشان شکار نمی روند. در درجه دوم خودشان حافظ محیط زیست می شوند. ما فراموش نکنیم مناطق چهارگانه ای که اکنون باقی مانده مثل پارک ملی گلستان، خوش ییلاق، میانکاله، توران، بمو، قمشلو، کلاه قاضی و ده‌ها منطقه دیگر، یادگار شکارچی هاست. شکارچی هایی نظیر اسکندر فیروز، گل سرخی، مرحوم منوچهر ریاحی و … لطفا دوستان پارک پردیسان و جوانان احساساتی همه شکارچی ها را به یک چوب نرانند.

الان منهای آن ۵ میلیون نفری که اسلحه در دست دارند، چیزی در حدود یک میلیون نفر شکارچی مجاز داریم. یک دهم اینها را هم بتوانیم جذب این پیشنهاد کنیم، می شوند ۱۰۰هزار نفر. این عدد را تقسیم کنید به کل نیروی محیط زیست که ۳ هزار نفر است. ببینید چند نفر محیط بان علاقمند به طبیعت خواهیم داشت. دلسوز و طبیعت شناس که حاضرند از جیب خودشان هزینه بکنند، با ماشین شخصی خودشان با بنزین خودشان، بدون چشم‌داشت، مناطق را حفاظت کنند. در زمستان های سنگین، به حیوانات علوفه و دانه بدهند، کمااینکه همین الان هم می کنند. بنابراین لطفا کاری نکنید که بیش از این بوی خون بیاید. الان به کوکتل مولتوف رسیده ایم. به کشته شن گوزن زرد پردیسان رسیده ایم، خداوند آخر و عاقبت را بخیر کند

قرق اختصاصی کمک نمی کند؟

یکی از اصولی ترین راه های چاره، اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی است. سالهاست درمورد محیط زیست من فریاد می زنم که این کار را بکنید. خوشبختانه خانم دکتر ابتکار، به تازگی به این نتیجه رسیده و آن را عنوان کرده است؛ قرق اختصاصی. اما این کار شرط و شروط دارد. اولا باید دور از هرگونه رانت و رانت‌خواری باشد. به دور از هرگونه فامیل بازی و پارتی بازی باشد. مناطق به کسانی واگذار شود که چه از نظر اخلاقی و چه از نظر عشق و علاقه و چه از نظر مالی از پس این کار برآیند. تازه اگر این اتفاق هم بیفتد، سازمان حفاظت محیط زیست شق القمر نکرده است. و حق ندارد منتی بگذارد. چراکه طبق نص صریح قانون، یکی از وظایف عمده سازمان محیط زیست، تکثیر و رهاسازی گونه های جانوری است. اگر سازمان محیط زیست از ۲۰ سال پیش به این وظیفه قانونی خود عمل می کردُ اکنون بجای ۱۱۶ هزار چهارپای قابل شکار که خود سازمان آمار می دهد، یک میلیون ۱۶۰ هزار شکار داشتیم که در آن صورت، به دور از احساسات، و سانتینانتالیزم می توانستیم به رتحتی اجازه شکار بدهیم، برای مردم و جوامع محلی ایجاد درآمد و شکل بکنیم، برای مملکت ارز بیاوریم و اطمینان کامل داشته باشیم که این لجبازی های احمقانه بروز نخواهد کرد. کوکتل مولتوف که هیچ، ترقه ای هم در قمیش‌‌‌لو منفجر نمی شود.

یک میلیون اسلحه شکاری مجاز در دست ایرانیان!

| سه شنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۳، ۱۲:۰۱ ب.ظ

یک میلیون اسلحه شکاری مجاز در دست ایرانیان!

Animal-Rights-Watch-ARW-Gun

دیده بان حقوق حیوانات: معاون توسعه مدیریت، حقوقی و امور مجلس سازمان حفاظت از محیط زیست با بیان اینکه یک میلیون اسلحه شکاری مجاز در اختیار افراد است، گفت: براساس برنامه چهارم قرار به کاهش آن بود که این اتفاق عملیاتی نشد.

به گزارش ایسنا ، سیدمحمد مجابی در برنامه تلویزیونی با اجازه شما در خصوص اصلاح تنوع زیستی اظهار کرد: گاهی برای کنترل یک حشره حیوان دیگری که در چرخه طبیعت بالادست آن به شمار نیاز داریم، علاوه بر آن تنوع زیستی به پایداری محیط زیست می‌انجامد. در حال حاضر بروز سیل‌ها، ریزگردها، بحران دریاچه ارومیه، گاوخونی همه به دلیل اختلال در تنوع زیستی است.

وی با بیان اینکه خداوند نعمت را در حق ایرانیان تمام کرده، گفت: ۸ هزار گونه گیاهی، ۵۰۰ گونه پرنده بومی و مهاجر، ۱۵۰ گونه پستاندار همه گویای این حقیقت است.

معاون سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به اینکه شکار تنها مهمترین تنوع زیستی نیست، گفت: تخریب زیستگاه‌ها در چند سال اخیر باعث از بین رفتن گونه‌های مختلف شده که اگر از بروز آن جلوگیری کنیم، می‌توانیم صنعت اکوتوریسم را با استفاده از آن ترویج دهیم.

مجابی با تاکیدبر اینکه سیاست دولت، حفظ طبیعت است، گفت: مردم ما به عدالت طبیعی اعتقاد دارد و براساس آن محیط زیست می‌دانند که باید آن را برای آیندگان باقی بگذارند همانطور که در اصل ۵ قانون اساسی از محیط زیست به عنوان میراث مشترک عنوان شده است.

وی در رابطه با قوانین حفاظت از محیط زیست گفت: دو قانون جدی در این حوزه وجود دارد یکی حفاظت و بهسازی از موادمشخص در منطقه چهارگانه توسط محیط‌بانانی که ضابط قضایی هستند. همچنین قانون شکار و صید با دو رویکرد جنبه‌های جرم شکار و صید و از بین بردن گونه‌های ویژه اجرا می‌شود.

معاون حقوقی سازمان محیط زیست با اشاره به شعب ویژه تخصصی محیط زیست اظهار کرد: کار سنگینی برای مشارکت با قوه قضاییه انجام دادیم تا همانگونه که در دوره‌ای شعب ویژه تخصصی وجود داشت آنها را فعال کنیم.

مجابی با بیان اینکه در حال حاضر یک میلیون اسلحه گاز با کاربری شکاری در اختیار افراد است، گفت: این تعداد اسلحه امکانات موجود در محیط زیست تناسب ندارد و براساس برنامه چهارم توسعه قرار به کاهش بود که عملیاتی نشده است.

معاون حقوقی ادامه داد: ما به دنبال این هستیم که میزان آشنایی مردم با حیات وحش را افزایش دهیم. همانگونه که در فقه نیز شکار به عنوان تفریح جایز نیست. در این راستا دیدیم که شکارچیان کردستان سلاح‌های خود را برای کناره‌گیری از شکار شکستند و در استان مازندران نیز عده زیادی از شکارچیان اسلحه‌های خود را تحویل دادند.

به گفته مجابی، ۱۱۰ محیط‌بان در عملیات تعقیب و گریز، سقوط از ارتفاع یا شلیک مستقیم کشته‌اند.

شکار خسته با شکارچی چه می‌کند؟

| سه شنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۳، ۱۱:۴۳ ق.ظ

شکار خسته با شکارچی چه می‌کند؟

Animal-Rights-Watch-ARW-Gun2

دیده بان حقوق حیوانات: در دستورات دینی مسلمانان تحریم‌هایی برای برخی خوراکی‌ها وجود دارد و البته در برخی موارد این نهی از خوردن و آشامیدن را عرف، قوانین مدنی و اجتماعی‌ یا دستورات پزشکی و … تأکید می‌کنند.

به گزارش ایسنا در اسلام بر پایه سلامت روح و جسم به دستورات کاربردی بسیاری بر می‌خوریم که بعضاً ممکن است که علم تجربی پی به فلسفه وجودی آنها برده و یا اینکه حکمت برخی از آنها هنوز از طریق علمی ثابت نشده باشد اما، هر مسلمانی بر مبنای اصل اول آداب مسلمانی که تسلیم در برابر قوانین خالق خیرخواه بندگانش است، تابع بی چون و چرای این دستورات است و به مصداق « ما حکم بالحق، حکم بالشرع » و بالعکس‌، عقل و شرع مکمل هم هستند.

براساس این گزارش، شکار یکی از راهکارهای بشر برای رفع گرسنگی است. این روش از دوران انسان‌های اولیه توسط بشر مورد استفاده قرار گرفته و یکی از روش‌های گذران رندگی است که همچنان به نسل‌های بعدی به ارث رسیده و تا امروز ادامه یافته است؛ هرچند این میراث پدران را آنانکه دیگر شکار اولویت تأمین غذایشان نیست هم رها نکرده و با دیده تفریح بدان می‌نگرند، چیزی که از نظر اسلام چندان شایسته و از نظر مدافعان حقوق حیوانات رفتاری قابل نکوهش‌ است.

منع شرعی آزار و شکار حیوانات

آزار و کشتار حیوانات( خواه اهلی یا وحشی) بدون داشتن ضرورت حیاتی برای انسان‌ها و تنها برای تفریح و تفنن از دیدگاه هر انسان آزاد، براساس عقل سلیم و بر مبنای دستورات شرعی و انسانی عملی ناپسند به حساب می‌آید که قدر مسلم در صورت تکرار دارای اثراتی بر روح و جسم انسان‌ها نیز خواهد بود.

در این میان حتی شغل قصابی( که از مشاغل مورد نیاز انسان‌های امروزی است) به دلیل قسی‌القلب کردن افراد از جمله شغل‌های مکروه به حساب می‌آید.

در برخی از رساله‌ها و احادیث و روایات مختلف حتی به پارامتر زمان شکار نیز پرداخته شده است. در حلیهالمتقین از علامه مجلسی نقل شده است« در چند حدیث معتبر وارد شده است که جوجه را شکار می‌کنید، بلکه بگذارید که پرواز کنند، بعد از آن ایشان را شکار کنید و شب بر سر آشیانه مرغان نروید که ایشان را شکار کنید که شب درامانند. ایشان همچنین در اینباره به تأکیداتی همچون این موارد که شب حیوانات را در آشیانه شکار کردن و همچنین حیوانات را در شب کشتن مکروه است و یا کشتن چهارپایی که انسان خودش آن را پرورش داده و همینطور تعقیب کردن و خسته کردن حیوانات اهلی و یا وحشی برای شکار و کشتن آنها » اشاره کرده‌اند.

به گفته‌ی مدیرعامل مؤسسه مردم نهاد دوستداران و حافظان طبیعت ساوه و زرندیه از نقطه نظر قوانین زیست‌محیطی و شکار‌، موارد بسیاری از قوانین نیز موکد و موید این مطلب است که به هر وسیله در هر زمان نمی‌توان اقدام به صید و شکار حیوانات کرد.

فرقانی‌پور در گفت وگو با ایسنا، افزود: به عنوان مثال در اصلاحیه بند “ب” ماده سه مصوبه چهار قانون شکار، بر ممنوع بودن شکار و صید کلیه پستانداران و پرندگان و خزندگان قابل شکار و آبزیان قابل صید( به استثنای جانوران زیانکار‌) از یک ساعت بعد از غروب آفتاب تا یک ساعت قبل از طلوع آفتاب تاکید شده و به صراحت گفته شده است که در شب نمی‌توان ولو در فصل مجاز حتی با پروانه مجاز اقدام به برهم زدن آرامش حیوانات و شکار آنها کرد.

وی اظهار کرد: در بند “ج” ماده ۱۳ اصلاحیه موادی از قانون شکار که در جلسه ۲۵ آذرماه ۱۳۷۵ مجلس شورای اسلامی تصویب و به تایید شورای نگهبان نیز رسیده آمده است « هر کس مرتکب اعمال زیر شود، به مجازات حبس ۹۱ روز تا سه سال یا جزای نقدی از یک میلیون و ۸۰۰ هزار ریال تا ۲۰ میلیون ریال و در صورت تکرار به هر دو مجازت محکوم می‌شود. شکار صید و یا کشتار حیوانات وحشی با استفاده از سموم و مواد منفجره و امثال آن و شکار به صورت تعقیب با استفاده از وسیله نقلیه موتوری و همچنین کشتار آنان به طریق جرگه و محاصره دسته جمعی نیز ممنوع گردیده است‌»‌.

شکار بی‌رویه رهاورد انقلاب صنعتی

به گفته‌ی وی، تا قبل از انقلاب صنعتی به دلیل فقدان وسایل نقلیه تندرو و سلاح‌های مدرن، بشر نمی‌توانست به این گستردگی به قتل عام و انقراض نسل وحوش بپردازد و در ایران پس از جنگ جهانی دوم و خروج متفقین، اولین هجوم به حیات وحش با اتومبیل‌های جیپ مزایده‌ای و ماشین‌های دو دیفرانسیل به جا مانده از آنان آغاز شد و آنچه که نمی‌بایست بر سر آهو، جبیر، کل و بز، قوچ و میش و سایر وحوش ایران بیاید، آمد و آن شد که امروز با تکامل و پیشرفت صنایع خودروسازی حتی مناطق حفاظت شده نیز از دستبرد شکارکش‌ها در امان نمی‌مانند.

مهدی فرقانی‌پور معتقد است: امروزه به واقع بشر باید به این موضوع واقف شود که در عصر حاضر نمی‌توان مثل گذشته دست به انتفاع بی‌حساب از منابع طبیعی اعم از گیاهی یا جانوری زد‌. عواملی مانند رشد جمعیت، سموم شیمیایی، شرایط اقلیمی، سلاح‌های مدرن و گسترش راه‌ها روز به روز حلقه محاصره را بر محیط زیست تنگ‌تر می‌کند، بنابراین در این شرایط نیاز به تجدید نظر در افکاری که از نگاه به گذشته الهام می‌گیرد، وجود دارد.

این فعال محیط زیست و دوستدار حیات وحش معتقد است با نگاهی به پیرامون‌مان به این واقعیت می‌توان رسید که در کشور ما جز عده اندکی که از راه صید و شکار امرار معاش می‌کنند، بقیه افراد فقط برای تفنن دست به این عمل می‌زنند.

وی افزود: از نظر قوانین اسلامی، شکار در حدی پسندیده است که برای تامین احتیاجات اولیه انسان باشد و قوانین موجود نیز منع مطلقی را برای افراد قانونمند در این زمینه ایجاد می‌کند.

شکار خسته شکارچی را مسموم می‌کند!

فرقانی‌پور گفت: کسانی که به طرق غیرقانونی و در شرایطی ناجوانمردانه، نه تنها نفعی عاید خود و دیگر استفاده‌کنندگان از گوشت شکار نمی‌کنند، بلکه با تعقیب حیوان و خسته کردن حیوان، سموم بسیاری را نصیب خود و دیگران می‌کنند‌.

وی در توضیح این مطلب افزود: خسته کردن هر حیوانی اعم از اهلی یا وحشی قبل از ذبح، و سر بریدن آن از نظر دستورات اسلامی و هم دستورات بهداشتی جایز نیست، چراکه دویدن باعث تبدیل قند در عضلات حیوان به اسید اوریک و اسید لاکتیک و در نهایت سخت شدن گوشت حیوان و ایجاد مسمومیت در مصرف‌کننده می‌شود. به همین علت حیوانات قصابی را باید قبل از ذبح مدتی به حال استراحت گذاشت تا سموم بدن آنها دفع شود. باید این نکته را نیز دانست که چهار عامل موثر در کیفیت گوشت حیوانات شامل سن، جنس، نوع تغذیه و کارهای خسته‌کننده از حیوان کشیدن‌ یا دواندن اوست.

وی با اشاره به کتاب « اولین دانشگاه و آخرین پیامبر » تألیف شهید دکتر پاک‌نژاد گفت: وی در این کتاب اشارات مستدل پزشکی بر این این نکته تاکید کرده و آورده است‌« ‌دیده شده که چه بسا سربازی که تلاش سخت و دوندگی داشته باشد و در حالی که اسلحه در دستش بوده هدف قرار گرفته و کشته شده است و به علت اسید لاکتیک زیاد در عضلات و انقباض سخت آنها بعد از مرگ هم نتوانسته‌اند اسلحه را از میان انگشتان منقبض‌اش به سهولت خارج کنند. همین‌طور است مرغی را که در خانه تعقیب می‌کنند تا وی را گرفته و سر ببرند یا شکاری که او را زیاد خسته کرده و می‌کشند که در این حال عضلات آن حیوان سرشار از اسید لاکتیک مسموم‌کننده زهرآگین شده و در صورت خوردن گوشت حیوان مذکور مسمومیت‌هایی پیش می‌آید … این مسمومیت‌ها بسته به مقاومت اشخاص تفاوت دارد. در هر صورت اگر هم اثر کوتاه مدت خود را به سرعت در بعضی افراد آشکار نکند در درازمدت دارای اثر سوء خواهد بود که این اثرات در برخی موارد جدای از اثرات روحی – روانی است که بر روح این افراد در اثر زیرپا گذاشتن مسایل فطری انسانی وارد می‌شود.

تمام واکنش‌های شیمیایی ذکر شده که موجب پیدایش عناصر زهرآگین می‌شود، در صورتی که منجر به هلاکت حیوان نشود، پس از استراحت دادن حیوان و رسیدن اکسیژن کافی به بدن او سبب می‌شود سموم مذکور به آب و انیدریدکربنیک تبدیل و از راه کلیه ، پوست و … دفع شود».

مدیرعامل مؤسسه مردم‌نهاد دوستداران و حافظان طبیعت ساوه و زرندیه اینگونه نتیجه‌گیری کرد که با وجود این تبصره بهتر است همان حیوان اهلی خسته یا شکار وامانده را پس از گرفتن در جایی نگه داشته و پس از استراحت دادن آن ذبحش کرد تا حداقل این مسمومیت از بدن او خارج شود‌.

اصولاً در دستورات اسلامی به میانه‌روی در مصرف گوشت سفارشات زیای شده است. افراط در مصرف گوشت باعث تبدیل شکم انسان به گورستان حیوانات شده و ضرر تفریط در آن نیز علاوه بر ضررهای جسمانی تا حدی است که در برخی از روایات تاکید شده است که بر گوش کسی تا چهل روز گوشت نخورده است، اذان دوباره بگویند.

خوردن زیاد گوشت بر روی قوای عقلی و فکری اثر نامساعد داشته و به کسانی که کارهای فکری زیاد انجام می‌دهند، توصیه شده کمتر غذای گوشتی مصرف کنند.

فرقانی‌پور دلیل این امر را تاثیر مستقیم و غیرمستقیم بر سلسله اعصاب دانست که موجب کم‌حافظه گی و سستی و بیحالی می‌شود. معده انسان نمی‌تواند گوشت را به سرعت معده گوشتخواران هضم کند و به علت دراز بودن روده انسان نسبت به گوشتخواران، گوشت مدت زمان زیادی در معده می‌ماند. در مقابل، نخوردن گوشت هم باعث بدخلقی و عدم رسیدن فسفر و لستین که مورد نیاز مغز انسان است می‌شود.

در هر صورت منکر این مطلب نمی‌توان شد که گوشت شکار در صورتی که به شکل درست انجام شود سرشار از مواد غذایی بوده، چربی آن کمتر از گوشت حیوانات اهلی و از لحاظ فسفر، منیزیم، سدیم، پتاسیم و ویتامین‌های B-A-PP بسیار غنی است‌.

برچسب‌ها, , ,
محبوب کن - فیس نما ?

تصویر ثابت