اتفاقات و حوادث ایران و جهان"این وبلاگ تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است

امید زندگی،اتفاقات جالب،تصادف،کلاهبرداری،قتل،سرقت وزورگیری،مواد مخدر،آتش سوزی،اجتماعی وسلامت،گروه های تکفیری،حوادث ژنتیکی،گروگان گیری ،خودکشی

اتفاقات و حوادث ایران و جهان"این وبلاگ تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است

امید زندگی،اتفاقات جالب،تصادف،کلاهبرداری،قتل،سرقت وزورگیری،مواد مخدر،آتش سوزی،اجتماعی وسلامت،گروه های تکفیری،حوادث ژنتیکی،گروگان گیری ،خودکشی

بزرگترین سایت آگهی رایگان چارراهی

اتفاقات و حوادث ایران و جهان"این وبلاگ تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است

حوادث و اتفاقات گذشته عبرتی برای آینده اند.لطفاسری هم به دسته اتفاقات جالب وامیدزندگی هم بزنید/به امید موعودصلح

 

sms panel free

http://s3.picofile.com/file/8196469092/New_Picture.png
بایگانی
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خیانت به همسر» ثبت شده است

عاقبت رابطه پنهانی فرنگیس و فرهاد

| پنجشنبه, ۲ بهمن ۱۳۹۳، ۰۳:۱۶ ب.ظ


عاقبت رابطه پنهانی فرنگیس و فرهاد

فرنگیس صدایش را بلند‌تر کرد و در حالی که فریاد می‌زد، گفت: «باهم می‌رویم، همه باه....» اما ناگهان حرفش را قورت داد و با چشمانی که از حدقه بیرون زده بود، به مقابلش خیره شد.

جام جم، فرهاد سلاح را به طرفش گرفته و دستش را روی ماشه آن گذاشته بود. ناگهان صدای گلوله جایگزین سکوت بین آن دو شد و زن جوان روی زمین افتاد. فرهاد نگاهی به اطراف انداخت، هیچ‌کس آن دور و بر نبود، سوار خودرویش شد و محل را ترک کرد.

  3 سال قبل

اوایل سال 90 مرگ مشکوک زنی جوان به نام لیلا به پلیس گزارش شد. ماموران با حضور در محل به بررسی صحنه پرداختند و متوجه شدند زن جوان با شلیک گلوله به قتل رسیده است. همسر این زن که در صحنه حضور داشت، به قتل ناخواسته همسرش اعتراف کرد و گفت: «سلاحم مجوز دارد و امروز در حال پاک کردن تفنگ بودم که ناگهان تیری شلیک شد و به همسرم اصابت کرد و او کشته شد.»

  در ادامه بررسی ها، خانواده قربانی با حضور در اداره آگاهی مدعی شدند دخترشان، قربانی رابطه پنهانی دامادشان شده است. آنها مدعی بودند فرهاد با زنی به نام فرنگیس در ارتباط است. فرنگیس برای تحقیقات به اداره آگاهی خوانده شد، اما شواهد موجود و اظهاراتش نشان می داد در جنایت نقشی ندارد و به همین دلیل آزاد شد.

  از طرفی در تحقیقات از فرزندان فرهاد که در صحنه حادثه حضور داشتند، آنها اظهارات پدرشان را تائید و اعلام کردند این تیراندازی، اتفاقی بوده است. به این ترتیب مرد جوان از اتهام قتل تبرئه شد.

  جسدی در بیابان

پانزدهم شهریور امسال مرد جوانی در حال رانندگی در یکی از جاده های اطراف شهرستان ایلام بود که متوجه جسدی کنار جاده شد. او ناخودآگاه پایش را روی ترمز گذاشت. از ماشین پیاده شد و به طرف جسد مشکوک رفت. او با مشاهده جسد زن جوان، پلیس را با خبر کرد. هنوز چند دقیقه ای از تماسش نگذشته بود که کارآگاهان جنایی ایلام همراه بازپرس جنایی وارد عمل شدند.

  جسد متعلق به زنی حدود بیست و پنج ساله بود که آثار گلوله روی بدن او حکایت از قتل با سلاح گرم داشت. با این حال جسد با دستور بازپرس پرونده به پزشکی قانونی انتقال یافت تا علت مرگ بررسی و مشخص شود.

  با این که هیچ مدرک شناسایی همراه جسد نبود، اما در همان بررسی های اولیه، کارآگاهان جسد را شناسایی کردند. جسد متعلق به فرنگیس بود، زن جوانی که حدود سه سال پیش در رابطه با مرگ مشکوک زن دیگری بازداشت شده، اما از اتهامش تبرئه شده بود. به این ترتیب با شناسایی هویت مقتول، کارآگاهان به ادامه تحقیقات برای یافتن عامل این جنایت ادامه دادند.

  ردپای یک مرد

کارآگاهان اداره آگاهی پلیس استان ایلام در تحقیقات دریافتند زن جوان مدت ها با فرهاد در رابطه بوده است. از طرفی مدارکی در بررسی ها به دست آمد که نشان می داد زن جوان توسط فرهاد به قتل رسیده است. ماموران به طور نامحسوس فرهاد را زیر نظر داشتند و زمانی که مدارک کافی برای اثبات این جنایت به دست آمد، او را بازداشت کردند.

  از طرفی کارآگاهان سراغ پرونده قبلی فرهاد که مربوط به مرگ همسرش بود، رفتند. با آن که همان زمان احتمال داده می شد تیراندازی سهوی نبوده و جنایتی در کار بوده است.

  اعتراف به جنایت

در حالی که متهم جوان، منکر جنایت بود، در مواجهه با مدارک پلیسی چاره ای جز بیان حقیقت ندید و به قتل همسر خود و فرنگیس اعتراف کرد و به افسر پرونده اش درباره جزئیات دو جنایت گفت: «حدود چهار سال پیش با فرنگیس آشنا شدم، نمی دانم همسرم چطور از این ماجرا باخبر شد و همین مساله باعث درگیری بین ما شد. همسرم از این که به او خیانت کرده بودم، ناراحت بود و گله داشت، اما من گوشم به این حرف ها بدهکار نبود. دعواهای ما ادامه داشت تا این که در یکی از این دعواها عصبانی شدم و با سلاحی که در خانه داشتم، به طرف همسرم شلیک کردم. من همسرم را کشته بودم و مطمئن بودم به اتهام قتل بازداشت می شوم، به همین دلیل به بچه هایم گفتم به پلیس بگویید این ماجرا حادثه بوده است. با این ترفند و شهادت دروغین فرزندان، از اتهام قتل تبرئه شدم. رابطه من و فرنگیس ادامه داشت تا این که به او گفتم می خواهم با تو ازدواج و این مساله را رسمی کنم.»

  او ادامه داد: «به فرنگیس گفتم من با بچه هایم به مشهد می روم و تو هم با هواپیما جداگانه به مشهد بیا. در آنجا تو را به بچه ها معرفی و از تو درخواست ازدواج می کنم. اما فرنگیس می گفت باید با هم به مسافرت برویم و از همین جا به بچه هایت بگو که می خواهی با من ازدواج کنی. من که ساعاتی بعد عازم مسافرت بودم، هر چه سعی کردم او را متقاعد کنم که این سفر را تنهایی بروم و او در مشهد به ما ملحق شود، قبول نکرد. من هم عصبانی شدم و با سلاح شکاری که همراه داشتم، به سمت او تیراندازی کردم، فرنگیس با شلیک من جان خود را از دست داد و من جنازه را همان جا خارج از شهر رها کردم. بعد از آن به خانه رفتم و همراه بچه هایم شهر را ترک کردیم. تصور می کردم با این مسافرت پلیس متقاعد می شود در زمان مرگ در استان ایلام نبوده و می توانم از این اتهام نیز جان سالم به در ببرم. اما خون مقتول همیشه پاگیر است و من باید انتقام قتل همسرم و فرنگیس را می دادم.»

  سرهنگ گوهری، رئیس پلیس آگاهی استان ایلام درباره این خبر می گوید: «متهم جوان پس از اعتراف به قتل فرنگیس و همسرش، با قرار بازداشت موقت روانه زندان شد.»


شوهرم هنوز عشق قدیمی‌اش را دوست دارد

| يكشنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۳، ۱۰:۴۸ ب.ظ
دعوا بر سر خرید یک توالت فرنگی زوج جوان را راهی دادگاه خانواده کرد.
به گزارش خبرنگار حوادث باشگاه خبرنگاران، چندی پیش زوج جوان راهی دادگاه خانواده شدند و درخواست طلاق دادند. مرد جوان در خصوص علت آن به قاضی گفت: یکسال است که ازدواج کرده ایم. اما در این مدت مرتب با هم دعوا داریم. الان هم دعوا بر سر یک توالت فرنگی ما را به دادگاه کشانده تا از هم جدا شویم.  
 
وی ادامه داد: آقای قاضی این زن فکر می کند هنوز هم در خانه پدرش است و می تواند فقط دستور بدهد و من اجرا کنم. من این روحیه را ندارم که هرچه زنم بگوید انجام بدهم. هر روز سر یک مساله دعوا براه می انداخت آخرین بار هم بر سر نداشتن توالت فرنگی در خانه باهم دعوایمان شد. پریناز می گفت که نمی تواند در خانه ای که هنوز از دستشویی ایرانی استفاده می کنند زندگی کند انگار دعواهای همسرم تمامی ندارد برای همین دیگر نمی توانیم همدیگر را تحمل کنیم. پریناز هم تصمیم گرفت با بخشیدن تمام مهریه اش از هم جدا شویم.من دیگر نمی توانم این زن را در زندگی ام تحمل کنم.
 
زن جوان نیز به قاضی گفت: یکسال است که با شوهرم آشنا شده ام. من و سعید عاشق هم بودیم و تصمیم به ازدواج گرفتیم. روز خواستگاری هم به پیشنهاد سعید 1364 گل رز صورتی و 1364 سکه بهار آزادی به تاریخ تولدم تعیین شد. اما تازه بعد از ازدواج بود که فهمیدم اصلا نمی شود با سعید زیر یک سقف زندگی کرد. او مرتب دعوا به راه می انداخت و اصلا به خواسته های من توجه نمی کرد. من فقط یک درخواست ساده از همسرم داشتم و می خواستم توالت فرنگی در خانه مان نصب کنیم. این خواسته زیادی نبود اما او این دعوا را به راه انداخته است. من تصور می کردم که با مهریه 1364 سکه و 1364 گل رز خوشبخت ترین زن دنیا می شوم. اما اینگونه نشد.
 
در پایان این جلسه قاضی سعی کرد آنها را از طلاق منصرف کند. ولی وقتی اصرارهای این زوج را دید رسیدگی به این پرونده را به آینده موکول کرد.

مرد دوزنه، جان همسر اولش را گرفت

| شنبه, ۲۷ دی ۱۳۹۳، ۱۰:۴۸ ب.ظ
مرد دوزنه، جان همسر اولش را گرفت
به گزارش جام جم، زن جوان که دیگر توان مقاومت نداشت روی زمین افتاد و بی‌هوش شد. سیاوش وقتی از کتک‌ها خسته شد، چوب را گوشه‌ای انداخت و از خانه خارج شد، اما این تمام ماجرا نبود زیرا تنها چهار روز بعد از این حادثه، کتک زدن‌های او باز شروع شد و این بار زن جوان را به کام مرگ کشاند.
آرام و خونسرد است و براحتی در رابطه با کتک هایی که به همسرش زده، صحبت می کند. او دوبار ازدواج کرده و کتک هایش، باعث مرگ همسر اولش شد. هر چند سیاوش مدعی است همسرش به او خیانت کرده، اما تمامی این گفته ها اظهاراتی است که او بیان می کند و هیچ دلیلی برای اثباتش ندارد.
چرا همسرت را به قتل رساندی؟
مدت ها بود با هم درگیری داشتیم، نمی خواستم او را به قتل برسانم، اما او به من خیانت کرده بود.
چطور به تو خیانت کرد؟
مدتی بود مزاحم تلفنی داشت و می خواست با مزاحم تلفنی اش ازدواج کند.
چطور متوجه این موضوع شدی؟
خودش به من گفت، چند روز پیش سراغم آمد و گفت مرد ناشناسی به او پیامک می دهد و با او تماس می گیرد و ابراز احساسات کرده است.
اگر می خواست به تو خیانت کند که حرفی از او به میان نمی آورد!
خودم دیدم در خرابه پشت خانه مان باهم حرف می زنند.
خب، شاید مرد ناشناس مزاحمش شده بود و او تقصیری نداشت. از او نپرسیدی چرا با هم ملاقات داشتند؟
پرسیدم، گفت اتفاقی او را دیده و برایش ایجاد مزاحمت کرده، اما من حرف هایش را باور نکردم.
مزاحم تلفنی را می شناختی؟
بله، چند وقت قبل همسرم از من شکایت کرد، مرد مزاحم هم برای کاری به کلانتری آمده بود.
چرا همسرت از تو شکایت کرده بود؟
گفتم که با همسرم درگیری داشتم و مدتی قبل او را کتک زدم، او هم از من شکایت کرد و در دادسرا پرونده تشکیل داد.
چرا همسرت را کتک می زدی؟
برای این که رفتارش سرد شده بود، به من اهمیت نمی داد و مرا دوست نداشت. من از این رفتارش خسته شده بودم، مدام دنبال دعوا بود. سر کوچک ترین حرفی دعوا راه می انداخت و من از روی عصبانیت او را کتک می زدم.
همیشه همسرت را کتک می زدی؟
آن اوایل نه، هر وقت دعوایمان می شد با چند سیلی همه چیز تمام می شد. اما این اواخر آن‎قدر با من سرد برخورد می کرد که مجبور بودم او را بشدت کتک بزنم.
برگردیم به شکایتت از مرد ناشناس، همسرت برای شکایت آمد؟
بله، زمانی که به سهیلا گفتم شکایت کنیم، قبول کرد و بعد از آن در دادسرا شکایت کردیم تا به آن رسیدگی شود.
پس با این حساب همسرتان به شما خیانتی نکرده بود!
حس می کردم به مرد ناشناس علاقه دارد و با او در ارتباط است. هر دفعه دعوایمان می شد می گفت دیگر نمی‎توانم این زندگی را تحمل کنم و می‎خواهم طلاق بگیرم. چرا پیش از آن این حرف‎ها را نمی زد؟ و از زمانی که کسی را پیدا کرده بود این حرف ها را می زد. از طرفی قرار بود شنبه برای پیگیری شکایت به دادسرا برویم، همسرم جمعه خانه پدرش بود و غروب شنبه به خانه آمد. به او گفتم چرا صبح نیامدی، گفت هر چه با تلفن همراهت تماس گرفتم جواب ندادی. راست می گفت، من خواب بودم و صدای تلفنم را قطع کرده بودم، اما اگر می خواست برای شکایت بیاید، برمی‎گشت خانه و مرا بیدار می کرد.
و بازهم با هم دعوایتان شد؟
بله، همسرم وقتی دید داد و فریاد می کنم، شال و کلاه کرد تا از خانه برود و بازهم گفت طلاق می خواهد. من هم جلوی او را گرفتم و اجازه ندادم از خانه بیرون برود. بعد هم با چوبی که در خانه بود به جانش افتادم و دست و پاهایش را کبود کردم.
چرا این کار را کردی؟
خسته شده بودم. نمی توانستم تحمل کنم که او می خواهد برود و به من خیانت کند. من هم طوری او را زدم که تا چند روز نمی توانست راه برود و بسختی حرکت می کرد. البته این را هم بگویم که جلوی من راه نمی رفت، اما دخترم می گفت زمانی که من نیستم بلند می شود و کارهای خانه را انجام می دهد.
بعد چه اتفاقی افتاد؟
چهار روز بعد، قبل از آن که سر کارم بروم بازهم با او دعوایم شد. از دستش خیلی عصبانی شدم، دستم را دور گردنش انداختم و فشار دادم و سرش را به زمین کوبیدم. بعد هم از خانه بیرون زدم و تا ظهر از حالش بی خبر بودم.
زمانی که از خانه بیرون می آمدی حال همسرت بد بود؟
نه، وضع جسمی اش بد نبود، فقط گریه می کرد، اما ظهر آن روز حالش بد شد.
چه کسی به تو خبر داد که حال همسرت بد است؟
همسر دومم با من تماس گرفت و گفت حال سهیلا بد است و فوری خودت را برسان.
همسر دومت؟ تو دوبار ازدواج کرده بودی؟
شانه هایش را با خونسردی بالا می اندازد و می‎گوید: بله، همسرم خودش می دانست. درواقع خودش به من گفت که برو ازدواج کن. از زمانی که همسرم نسبت به من بی تفاوت شده بود، تصمیم گرفتم ازدواج کنم و زن دیگری را جای او بیاورم. خود سهیلا هم می دانست و رابطه خیلی خوبی باهم داشتند. روز حادثه هم همسر دومم به خانه سهیلا می رود که می بیند حالش بد شده و با من تماس می گیرد. من دامداری دارم و وضع مالی ام خوب است، چه دلیلی داشت که ازدواج نکنم، آن هم وقتی همسرم به من اجازه این کار را داده بود. 9 سال قبل با سهیلا ازدواج کردم و فقط چهار سال با هم خوب بودیم، بعد از آن دیگر با من رفتار درستی نداشت.
رفتی خانه و همسرت را به دکتر رساندی؟
نه، به همسر دومم گفتم به خانواده سهیلا زنگ بزند و بگوید آنها خودشان را به سهیلا برسانند و او را دکتر ببرند. زمانی که آنها به خانه ام می روند و سهیلا را با دست و پاهای کبود می بینند، به اورژانس که در محل حاضر شده بود اجازه نمی دهند سهیلا را به بیمارستان ببرد. می گویند منتظر مامور کلانتری می شویم تا بیاید و صورت جلسه کند. بعد سهیلا را به پزشکی قانونی می بریم تا طول درمان بنویسد و بعد از این کارها او را به بیمارستان می بریم. هرچه پزشک اورژانس می گوید حال همسرم خراب است و اجازه دهید او را به بیمارستان ببریم خانواده اش اجازه نمی دهند. در این حین همسرم حمله قلبی می‎کند و جانش را از دست می دهد و حتی متخصص اورژانس هم نمی تواند او را احیا کند.
بعد از مرگ همسرت دستگیر شدی؟
بعد از فوت سهیلا، خانواده همسرم به دامداری آمدند، آنها می خواستند مرا به قتل برسانند. برای همین فرار کردم و یک ماهی متواری بودم، اما بعد از یک‎ماه وقتی دیدم راهی برای فرار نیست و از طرفی پلیس هم دنبالم است و بزودی دستگیر می شوم، خودم را معرفی کردم.
گفتی انگیزه ات از قتل همسرت، خیانت بوده؟
بله؛ همسرم خیانت کرد، به همین دلیل او را به قتل رساندم.
مدرکی هم برای اثبات گفته هایت داری؟
مرد جوان سکوت می کند...
حالا پشیمانی؟
رفتار سهیلا باعث این کار شد اما پشیمانم. کاش می توانستم زندگی ام را حفظ کنم.
http://havades.ir/ShowNews.asp?nid=42670

عاقبت ارتباط نامشروع با زنی دیگر

| شنبه, ۲۷ دی ۱۳۹۳، ۱۰:۲۶ ب.ظ
عاقبت ارتباط نامشروع با زنی دیگر
به گزارش جام جم، بعضی مواقع مردان مدعی هستند که شیطان گولشان زده و ناخواسته در حالی که خود صاحب زندگی هستند، جذب زن دیگری شده و دور از چشم همسران خود رابطه‌ای را آغاز می‌کنند که بیشتر این روابط بعد از مدتی جذابیت خود را از دست داده و مردان تصمیم می‌گیرند این رابطه را بی‌صدا و بدون آن‌که همسرانشان بفهمند، تمام کنند.
اما از طرفی خانم دومی که پا در این زندگی گذاشته است، به هر دلیلی نمی تواند با این تصمیم موافقت کند و او که دستش را از همه جا کوتاه می بیند دست به دامن تهدید می شود که اگر مرا رها کنی یا پول ندهی، همه چیز را به همسرت می گویم. اینجاست که آقایان دست به کار می شوند و گاهی اوقات جنایتی را مرتکب می شوند؛ جنایتی که خیلی زود راز آن برملا می شود. کارشناسان از این رابطه به عنوان روابط فرازناشویی نام می برند که آفتی بزرگ برای از هم پاشیدن کانون خانواده است.
اخاذی های سریالی
«کشتم چون از من اخاذی می کرد» این انگیزه ای بود که مرد جوان به سبب آن دست به قتل زن مورد علاقه اش زد. متهم جوان وقتی باخبر شد که زن مورد علاقه اش می خواهد راز رابطه پنهانی شان را به همسرش بگوید، دست به این جنایت زد. مدتی قبل کارآگاهان پلیس در جریان درگیری خونینی در یکی از روستاهای اطراف شهر رشت قرار گرفتند. ماموران پس از حضور در محل با بدن نیمه جان زن جوانی مواجه شدند که از ناحیه سر مجروح شده بود. زن جوان به بیمارستان انتقال داده شد اما جراحات وارده به قدری شدید بود که او درگذشت.
با مرگ زن جوان، گروهی از کارآگاهان جنایی استان گیلان وارد عمل شده و تحقیقات در این خصوص آغاز شد. بررسی ها نشان می داد که مرد جوانی به نام کاوه عامل این جنایت است. با شناسایی هویت متهم پرونده، مرد جوان بازداشت شد و به قتل اعتراف کرد. او در باره این جنایت گفت: پنج ماه قبل با مقتول آشنا شدم و با وجود این که ازدواج کرده بودم، رابطه پنهانی ام را با او آغاز کردم. اوایل رابطه مان خوب بود، اما بعد از مدتی او شروع به اخاذی از من کرد. مریم به بهانه های مختلف از من پول می گرفت و من برای آن که او سکوت کند و چیزی از این رابطه به همسرم نگوید به او پول می دادم. تا این که امروز با من قرار گذاشت، به دنبال مریم رفتم و او سوار خودروام شد و به طرف روستا حرکت کردیم.
در راه مریم از من درخواست 500 هزار تومان کرد و این بار برعکس تمامی مواقع من مخالفت کردم و گفتم پول ندارم. سر همین موضوع با هم دعوایمان شد و مریم تهدید کرد اگر پول ندهم ماجرا را به همسرم می گوید و من که از دست او خیلی عصبانی بودم با میله آهنی که داخل خودروام بود چند ضربه به سرش زدم. قتل او تاوان رابطه پنهانی بود که من با مریم داشتم.»
این قاتل به قصاص محکوم شد
جنایتی دیگر با انگیزه برملا نشدن راز رابطه پنهانی این بار در یکی از مناطق پایتخت رخ داد. راز این جنایت با اعلام شکایت خانواده دختر جوانی آغاز شد. مرد جوانی مدتی قبل با حضور در دادسرا از ناپدید شدن خواهرش به نام مریم خبر داد و گفت: خواهرم حسابدار یک شرکت خصوصی در خیابان آزادی است و طبق روال هر روز، ساعت 8 صبح 17 اردیبهشت برای رفتن به شرکت از خانه خارج شد اما دیگر بازنگشت. با شرکت تماس گرفتم و آنها گفتند مریم تا ساعت 2 بعد از ظهر محل کارش بود و آنجا را ترک کرده است. خواهرم در دو سال گذشته با یکی از همکارانش به نام مسعود آشنا شده بود و حتی تا چندی قبل قصد ازدواج با یکدیگر را داشتند اما به دلیلی که ما از آن بی اطلاع هستیم، ناگهان مریم از ازدواج با این شخص منصرف شد و به همین دلیل، از دو ماه قبل مسعود شروع به تهدید خواهرم کرد.
به دنبال به دست آمدن این اطلاعات، مسعود بازداشت شد و همزمان با دستگیری مرد جوان، کارآگاهان در ادامه تحقیقات خود متوجه شدند که مسعود پیش از این نیز یک بار ازدواج کرده و حدود دو سال پیش از همسر سابقش با وجود داشتن پسری ده ساله جدا شده است. مرد جوان که چاره ای جز اعتراف نمی دید به قتل اعتراف کرد و گفت: قصد داشتم با همسرم آشتی کنم اما مریم تهدیدم می کرد که مجبور به قتل او شدم. هفته گذشته این متهم هم محاکمه و به قصاص محکوم شد.
جسدی در جنگل های سرخه حصار
در پرونده ای دیگر، سال گذشته جسد سوخته دختر جوانی در جنگل سرخه حصار پایتخت کشف شد. زمانی که گروه بررسی صحنه جرم راهی محل شدند با جسد مجهول الهویه ای مواجه شدند که پس از قتل، سوزانده شده بود. با توجه به رد خون موجود در صحنه، مشخص شد جنایت در ده متری محل کشف جسد رخ داده و متهم پس از انتقال جنازه به آن محل، آن را به آتش کشیده است.
کارآگاهان اداره دهم در بررسی بانک افراد فقدانی متوجه شدند که در همان تاریخ کشف جسد، فردی با مراجعه به کلانتری از ناپدید شدن خواهر سی ساله اش به نام ستاره خبر داده است. با توجه به شباهت مشخصات مقتول با ستاره، از برادر او خواسته شد برای شناسایی جسد به پزشکی قانونی برود. مرد جوان با دیدن جسد تائید کرد که جنازه متعلق به خواهرش است. با شناسایی هویت قربانی کارآگاهان دریافتند او مدتی قبل با مردی به نام حسن آشنا شده و قرار بود باهم ازدواج کنند. حسن به عنوان نخستین مظنون پرونده بازداشت شد. همزمان با تحقیقات اولیه از حسن، کارآگاهان دریافتند که مرد جوان، متاهل است و خانواده اش هیچ اطلاعی از این آشنایی ندارند.
باتوجه به متاهل بودن حسن و اظهارات متناقض مرد جوان، فرضیه جنایت به دلیل رابطه پنهانی از سوی کارآگاهان مطرح شد و در نهایت مرد جوان که در برابر مدارک پلیسی قرار گرفت به جنایت اعتراف کرد و گفت: «فروردین سال 90 با مقتول آشنا شدم. ابتدا ارتباط ما در حد تماس های تلفنی بود، اما پس از گذشت مدتی این ارتباط هر روز بیشتر و بیشتر شد و این در حالی بود که من به مقتول گفته بودم، قصد ازدواج با او را دارم، در حالی که متاهل بودم. ارتباط من با مقتول ادامه داشت تا این که من صاحب دو فرزند شدم و پس از مدتی او نیز از موضوع باخبر شد.
از آن زمان درگیری های ما با یکدیگر آغاز شد و او تهدید می کرد موضوع را با همسر و خانواده ام در میان خواهد گذاشت. این تهدیدها ادامه داشت و من برای آن که راز این رابطه برملا نشود نقشه قتل او را طراحی کردم. روز حادثه سراغش رفتم و به سمت جنگل سرخه حصار حرکت کردم. بعد از مدتی دوباره سر این موضوع با هم بحثمان شد و من که از دست تهدیدهایش خسته شده بودم با چاقویی که همراه داشتم او را به قتل رسانده و بعد جنازه را به داخل جنگل انتقال داده و آتش زدم.
گوش بری برای اثبات علاقه
اگر از خوانندگان صفحه حوادث باشید، بی شک از پرونده مرد جوانی که سه جنایت در پرونده خود دارد باخبر هستید. خبر قتل های این مرد جوان به طور کامل در روزنامه ها به چاپ رسید، خوب است بدانید اگر چه این مرد بیست و سه ساله دو مرد را با انگیزه مالی به قتل رساند. اما سومین جنایتش به دلیل رابطه پنهانی بود که دلش نمی خواست همسرش از آن با خبر باشد.
اما دوست پنهانی اش مدام او را تهدید به برملایی این رابطه می کرد و در آخر نیز در تماسی با همسر قاتل گوش بر از رابطه پنهانی اش گفت. قاتل جوان هم برای اثبات علاقه به همسر و اعلام این موضوع که به رابطه پنهانی اش پایان داده، دختر جوان را به قتل رساند و قبل از آن که جنازه اش را به آتش بکشد، گوش هایش را برید. تا گوش ها را برای همسرش ببرد که هم دلیلی بر اثبات دوست داشتنش باشد و هم دلیلی بر پایان این رابطه پنهانی. همین گوش های بریده باعث شد تا مرد جوان به قاتل گوش بر معروف شود. او دو روز پس از قتل دختر جوان به دلیل دو قتل قبلی اش دستگیر شد و با پیدا شدن گوش ها داخل خانه اش به ناچار به سومین جنایت اعتراف کرد.
نگاه کارشناس1
بهترین راه، پناه آوردن به قانون است
سیدحجت هاشمی/ جرم شناس: افرادی که ازدواج مجدد می کنند یا باید از نظر قانون شرایط خاص این ازدواج را داشته باشند یا این که همسر اول با حضور در دادگاه اجازه را برای دومین ازدواج صادر کند. در غیر این صورت ازدواج دوم از نظر قانون جرم محسوب می شود. از آنجا که آقایان از این ماجرا باخبر هستند که همسرانشان به این ازدواج راضی نیستند و از طرفی شرایط خاص قانونی را ندارند پس در نتیجه دور از چشم همسرانشان، رابطه ای پنهانی را آغاز می کنند. این رابطه معمولا به دو دلیل آغاز می شود، یا مرد به هر دلیلی از دست همسرش ناراحت است و سعی می کند به سمت دیگری برود و از طرفی با این حرکت او را تحریک کند تا رفتار و اخلاقش را درست کند. یا این که فرد به زندگی اش پایبند است، اما افرادی هستند که سر راهش قرار گرفته و باعث می شوند این روابط به وجود آید.
اما بعد از مدتی، همسر اول که از سردی و دور شدن همسرش باخبر می شود، سعی بر آن دارد که اشتباهات را جبران کند و به این ترتیب مرد دوباره به زندگی اش برمی گردد. چرا که نفرت عمیقی در دل همسر از زن اول نیست و با برطرف شدن مشکلات، به زندگی اش برمی گردد. اینجا زن دوم است که از زندگی بیرون گذاشته می شود، زیرا همسران دوم یا افرادی که به صورت پنهانی با آنها رابطه برقرار شده، هیچ پشتوانه ای ندارند. معمولا اگر آنها به عقد هم درآمده باشند، مهریه سنگینی ندارند. این نداشتن پشتوانه قوی و دور شدن مرد از آنها باعث حسادت و خشم دومین زن شده و دست به کار می شود تا خود انتقامگیری کند. ابتدا تهدیدهای تلفنی مرد یا همسر اول و بعد از آن آزارها و اذیت های بعدی شروع می شود تا مرد مراجعه کند. در حقیقت زن دوم طعمه شده تا زندگی او درست شود و در بسیاری از این روابط پنهانی، مردها می دانند که این رابطه موقتی است، اما بازهم وارد ماجرا می شوند.
مرد وقتی با تهدیدهای دومین زن مواجه می شود، سعی می کند او را از میدان به در کند تا همسر اولش از این ماجرا با خبر نشود، به عبارتی دست به هر کاری می زند تا دومین زن را از زندگی اش بیرون کند و گاهی اوقات این رابطه با جنایت و قتل دومین زن به پایان می رسد. در چنین شرایطی بهترین و منطقی ترین کار این است که مرد ماجرا را با همسر اولش در میان بگذارد. شاید یک سری ناراحتی ها پیش بیاید اما می توان با وساطت و ابراز ندامت و پشیمانی از همسر اول برای جبران زمان گرفت. پرونده ای داشتم که زنان با ترفندی وارد خانه های مردان مجلل شده و از آنها فیلمبرداری کرده و اخاذی می کردند. مالباختگان نیز برای آن که همسرانشان از این ماجرا باخبر نشوند به این اخاذی تن می دادند. اما در یکی از این موارد مرد جوان زیر بار اخاذی نمی رود و همانجا با پلیس تماس می گیرد. صاحبخانه به دلیل رابطه نامشروع محاکمه شد اما زنان متهم این پرونده نه تنها به دلیل این جرم بلکه به سبب جرایم دیگر نیز زندانی شدند.
بهترین راه پناه آوردن به قانون است، وقتی که این گروه از آقایان با مقوله تهدید از برملایی رابطه پنهانی در زندگی شان مواجه می شوند، سعی می کنند برای حفظ این راز دست به جرم های شدیدتر بزنند. درست مثل فردی است که از نظر مالی دچار مشکل شده و مثلا با ده میلیون بدهی ورشکسته می شود، این فرد به جای این که این ورشکستگی را قبول کند می آید مدام پول بهره ای و وام می گیرد و در نهایت بعد از دو سال با مبلغ بسیار سنگین تر ورشکسته می شود. برملا شدن راز یک رابطه پنهانی و تلاش برای بخشیدن از سوی همسر اول، بسیار بهتر و راحت تر از این ست که در انتظار اجرای حکم قصاص باشند.
نگاه کارشناس 2
ترس از رسوایی، انگیزه جنایت
حسنوند/ دادستان بخش هلیلان: بررسی علل و عوامل بروز چنین قتل هایی برای پیشگیری و کاهش جرایم مشابه بسیار حائز اهمیت است. این پدیده نیز چون دیگر نابهنجاری های اجتماعی علل مختلفی دارد که شاید مهم ترین آنها را بتوان حذف روابط عاطفی، بروز اختلافات بزرگ مانند خیانت، قتل های آنی بدون سبق تصمیم و در حین درگیری و انتقام گیری دانست.
قتل فرد در ارتباط پنهانی به دلیل ترس از رسوایی در سال های اخیر ارتکاب بیشتری داشته است. زندگی در دنیای امروز در کنار مواهب فراوانش، نابهنجاری های فراوانی را به انسان تحمیل کرده است. تغییر باورهای جامعه در اثر هجوم فرهنگ غیرخودی، افزایش مراودات زنان و مردان در جامعه بدون آموختن مهارت های مربوط به آن، فقر و اختلاف طبقاتی عواملی است که سبب شکل گیری روابط پنهانی در مردان متاهل و خیانت می شود. سریال های شبکه های ماهواره ای نیز در جای خود رواج دهنده عشق های مثلثی بوده اند، عشق هایی که پایانی جز جنایت ندارند. بسیاری از سریال هایی که از این شبکه ها پخش می شود محتوایشان به نحوی است که مسائلی همچون ارتباط با غیر همسر و خیانت را امری عادی جلوه می دهند، آن چیزی که در این سریال ها مهم نشان داده می شود خواست فردی و آنی اشخاص است بدون آن که تاثیر آن بر نهاد خانواده یا جامعه اهمیتی داشته باشد.
خیانت به همسر موضوعی است که نه فقط در ایران بلکه در دیگر کشورهای جهان هم پذیرفته شده نیست و به عنوان یک هنجار پذیرفته نمی شود. بنابراین زمانی که فرد خود را در معرض رسوایی می بیند عجیب نیست که در بسیاری مواقع، وجود این پدیده منجر به پدیده همسرکشی یا کشتن نفر سوم شود. فردی که خود را در حال از دست دادن خانواده و آبرو و حیثیت اجتماعی اش می بیند، ممکن است به هرکاری از جمله قتل همسر پنهانی اش دست بزند. این احتمال بویژه در مواردی که طرف مقابل قصد باج خواهی و سوءاستفاده از اوضاع شکننده مرد را دارد، افزایش می یابد. مردانی که مبادرت به تشکیل زندگی پنهانی می کنند باید بدانند که این امر می تواند آثار ویرانگری بر سرنوشت خود و خانواده شان داشته باشد؛ روابطی که دیر یا زود فاش شده و آنها را دچار مشکلات فراوان خواهد کرد. پس بهتر است به جای آن که خواسته های خود را بیرون از کانون خانواده جستجو کنند و گزینه ای مثل ازدواج دوم را انتخاب کنند، دنبال ترمیم مشکلات خانوادگی و تقویت پیوند عاطفی خود باشند.
نگاه کارشناس 3
یک سوم مردان رفتار فرا زناشویی دارند
دکتر مهدی صابری/ رئیس بخش روانپزشکی سازمان پزشکی قانونی: افرادی که وارد روابط فرازناشویی می شوند، رفتاری اغواگرانه و انفجاری دارند. شاد و سرخوش بوده و خیلی زود ارتباط برقرار می کنند. آنها پس از برقراری ارتباط از مشکلات خود در زندگی می گویند و اگر از آنها درباره گذشته شان سوال کنید می توانند برای مدتی طولانی برای شما گریه کنند تا از پرسش خود منصرف شوید. آنها اگر وارد عشقی شوند ویرانگر عمل کرده و کم کم مساله تغییر می کند.
ناگهان با فردی روبرو خواهید شد که شروع به غر زدن می کند و می خواهد تمام زندگی شما باشد. اگر فرد جدیدی وارد زندگی شما شود سیری از بدبینی را برای او همراه خواهد داشت. این فرد در صورتی که کم محلی ببیند سریع سراغ روابط با افراد دیگر می رود. این افراد نیاز به بستری شدن دارند و از لحاظ منطق حالت عادی ندارند. بیشتر قتل های که به دلیل خیانت رخ می دهد از سوی این بیماران است. این افراد برای جلب توجه طرف مقابل گاهی اقدام به خودزنی نیز می کنند. تحقیقات نشان می دهد 30 الی 55 درصد مردان پس از ازدواج به دنبال ارتباط با زن دیگری هستند. یعنی به طور میانگین یک سوم مردان مرتکب روابط فرا زناشویی می شوند. این آمار در زنان بین 3 تا 30 درصد است.
http://havades.ir/ShowNews.asp?nid=42676
محبوب کن - فیس نما ?

تصویر ثابت