اتفاقات و حوادث ایران و جهان"این وبلاگ تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است

امید زندگی،اتفاقات جالب،تصادف،کلاهبرداری،قتل،سرقت وزورگیری،مواد مخدر،آتش سوزی،اجتماعی وسلامت،گروه های تکفیری،حوادث ژنتیکی،گروگان گیری ،خودکشی

اتفاقات و حوادث ایران و جهان"این وبلاگ تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است

امید زندگی،اتفاقات جالب،تصادف،کلاهبرداری،قتل،سرقت وزورگیری،مواد مخدر،آتش سوزی،اجتماعی وسلامت،گروه های تکفیری،حوادث ژنتیکی،گروگان گیری ،خودکشی

بزرگترین سایت آگهی رایگان چارراهی

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۳۶۹ مطلب با موضوع «قتل,جنایت و ترور» ثبت شده است

قاتلی که فرزند دوست صمیمی مقتول بود

| پنجشنبه, ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ۱۱:۵۲ ب.ظ


به گزارش سرویس «حوادث» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در تاریخ 13 اردیبهشت ماه امسال زنی با مراجعه به دادسرای ناحیه 27 اعلام کرد که همسرش به‌نام سعید 38 ساله در ساعت 20 روز 28 فروردین ماه امسال به قصد تعمیر موتورسیکلت از منزل خارج شده که بنا بر اظهارات یکی از دوستانش ، در حین تعمیر موتورسیکلت با شخصی ناشناس درگیر و از ناحیه شکم مورد اصابت ضربه چاقو قرار گرفته و متأسفانه با وجود اقدامات درمانی فوت کرده است.

با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع قتل عمد و به دستور شعبه هفتم بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران ، پرونده برای رسیدگی در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت و کارآگاهان با تحقیقات از اعضای خانواده مقتول اطلاع پیدا کردند که مقتول پیش از انتقال به اتاق عمل و در حالیکه هنوز در حالت هوشیاری قرار داشته ، به آنها عنوان کرده که برای تعمیر موتورسیکلت به در منزل یکی از دوستانش به نام مجید در خیابان 17 شهریور رفته که در حین تعمیر موتورسیکلت ، با جوانی ناشناس درگیر و این جوان با چاقو ضربه ای را به ناحیه شکم وی وارد کرده است .

با شناسایی مجید . ق 45 ساله ، کارآگاهان به تحقیق از وی پرداخته و او نیز با تأیید اظهارات خانواده مقتول گفت: در روز 28 فروردین ماه سعید با من تماس گرفت و عنوان کرد که موتورسیکلتش نیاز به تعمیر دارد ؛ به همین علت ، به در منزلش رفته و پیشنهاد دادم که موتورسیکلت را به در منزل من در خیابان 17 شهریور ببریم . حدودا ساعت سه بامداد و در زمان مراجعه به داخل خانه بود که متوجه شدم سعید با جوان ناشناسی درگیر شده ؛ قصد داشتم آنها را از یکدیگر جدا کنم که آن جوان ناشناس با چاقو ضربه ای به سعید زد و به سرعت از محل متواری شد.

در شرایطی که انگیزه مراجعه مقتول به در منزل دوستش تعمیر موتورسیکلت مشخص شده بود ، اما بنا بر اظهارات خانواده مقتول موتورسیکلت مقتول به آنها بازپس داده نشده بود ؛ از سوی دیگر ، مجید نیز در اظهاراتش عنوان کرده بود که از سرنوشت موتورسیکلت سعید هیچ اطلاعی ندارد و او پس از درگیری ، بلافاصله با اورژانس تماس گرفته و مقتول را به بیمارستان منتقل کرده است . لذا با توجه به ناپدید شدن موتورسیکلت مقتول ، دستور توقیف آن در سیستم جامع پلیس ثبت شد و در تاریخ 19 خردادماه ، مأموران کلانتری 109 بهارستان در حین گشت زنی در خیابان ایران به دو سرنشین جوان یک دستگاه موتورسیکلت طرح هوندا 125 مشکوک شد و پس از متوقف کردن موتورسیکلت و بازرسی سرنشینان آن موفق به کشف مقادیری موادمخدر از نوع شیشه و حشیش از آنها شدند.

پس از دستگیری دو سرنشین موتورسیکلت به نام‌های کوروش 18 ساله و حمید 25 ساله و انتقال آنها به کلانتری ، ارکان هویتی موتورسیکلت نیز مورد بررسی قرار گرفت و مشخص شد که دستور توقیف آن از سوی اداره دهم پلیس آگاهی در سیستم سراسری پلیس ثبت شده است.

با انتقال کوروش و حمید به اداره دهم و آغاز تحقیقات ، کوروش در اظهاراتش مدعی شد: موتورسیکلت متعلق به دوست پدرم است که چندی پیش تصادف کرده و در حال حاضر موتورسیکلت به صورت امانت در اختیار پدرم قرار دارد.

در ادامه تحقیقات مشخص شد که کوروش کسی نیست جُز پسر مجید . ق ( دوست مقتول ) که در زمان تحقیقات اولیه مدعی شده که از سرنوشت موتورسیکلت هیچ اطلاعی ندارد. با توجه به اطلاعات به دست آمده و مشخص شدن کذب بودن اظهارات مجید ، وی درتاریخ 23 خردادماه دستگیر و برای انجام تحقیقات به اداره دهم منتقل شد.

با دستگیری مجید ، بار دیگر تحقیقات از وی در دستور کار کارآگاهان قرار گرفت و وی به ناچار مجبور به معرفی قاتلی شد که تا پیش از این مدعی ناشناس بودن آن بود ؛ بنا بر اعتراف صریح مجید ، قاتل کسی نبود جز پسرش کوروش که با انگیزه مصرف موادمخدر شیشه با مقتول درگیر و او را با چاقو زده بود.

مجید در اعترافات خود به کارآگاهان گفت: به همراه مقتول ، موتورسیکلت را به در منزل ما آورده و در حال تعمیر آن بودیم حوالی ساعت سه بامداد بود که مقتول مشغول مصرف موادمخدر همراه خود از نوع شیشه شد ( اعتیاد مقتول از سوی خانواده اش تأیید شده است ) و در همین زمان پسرم کوروش که او نیز به مصرف موادمخدر اعتیاد دارد ، به محل رسید و با دیدن مقتول از وی درخواست کرد تا مقداری از مواد را نیز در اختیارش بگذارد ؛ سعید تا پیش از این، پسر مرا ملاقات نکرده بود و به تصور اینکه وی ، جوانی ناشناس است شروع به فحاشی به پسرم کرد.

مجید در ادامه اعترافاتش به کارآگاهان گفت : همه چیز در کمتر از چند ثانیه اتفاق افتاد بگونه ای که حتی نتوانستم پسرم را معرفی کنم فقط زمانیکه قصد داشتم تا سعید و کوروش را از هم جدا کنم ، سعید چاقو خورده بود و به همین علت تصمیم گرفتم تا هویت پسرم مخفی بماند . کوروش پس از چاقو زدن به سرعت از محل فرار کرد و من نیز بلافاصله با اورژانس تماس گرفته و در طول مسیر حرکت به سمت بیمارستان ، زمانیکه سعید در خصوص هویت کوروش از من سؤال کرد ، به دروغ عنوان کردم که او را نمی شناسم ؛ سعید نیز بواسطه صحبت های من و پیش از انتقال به اتاق عمل ، به خانواده اش عنوان کرده بود که توسط جوانی ناشناس چاقو خورده ، در حالیکه آن جوان ناشناس کسی نبود جز پسر من.

کوروش نیز که پس از اعتراف صریح پدرش چاره ای جز اعتراف و بیان حقیقت نداشت ، صراحتا به درگیری با مقتول و ارتکاب جنایت اعتراف کرد.

به گزارش ایسنا، بر اساس اعلام مرکز اطلاع‌رسانی پلیس آگاهی تهران بزرگ، سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده ، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ ، با اعلام این خبر گفت: با توجه به اعتراف صریح متهم اصلی پرونده ، قرار بازداشت موقت از سوی مقام قضایی صادر و متهم برای انجام تحقیقات در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت ؛ پدر متهم نیز به اتهام اختفای حقیقت و با صدور قرار قانونی روانه زندان شد.


ایران نوشت:
اردیبهشت ماه سال 92 زنی به نام «لیلا» در خانه‌اش واقع در خیابان آذربایجان تهران به قتل رسید.
با تحقیقات قضایی و پلیسی مشخص شد یک جوان افغان مدت‌ها است با این زن ایرانی رابطه پنهانی دارد و همین کافی بود تا وی بازداشت شود.
این مرد گفت: یک سالی بود که با لیلا آشنا شده بودم و به خانه او رفت و آمد داشتم اما باور کنید من وی را نکشته‌ام و بی‌گناهم، فقط برادر بزرگم «درویش احمد» وقتی متوجه شد که من با این زن ایرانی ارتباط دارم، خیلی ناراحت شد و مرتب تلاش می‌کرد تا محل زندگی او را پیدا کند.
کارآگاهان با همین ادعاها خود را در برابر مظنون شماره یک دیدند و وی را روز 6 اسفندماه سال 92 در پایگاه نعمت‌آباد تهران دستگیر کردند و وی قتل لیلا را به خاطر کینه‌جویی به گردن گرفت.
صبح دیروز این قاتل در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی «عبداللهی» و چهار قاضی مستشار تحت محاکمه قرار گرفت.
پس از اینکه خانواده لیلا خواستار قصاص قاتل شدند، درویش احمد پشت تریبون ایستاد و گفت: چند سالی می‌شد که برادر کوچکم برای کار به تهران آمده بود. مدتی پول برای پدر و مادرم می‌فرستاد اما وقتی دیدیم دیگر پول نمی‌فرستد، نگران شدیم، احتمال دادیم بیکار شده است. سریع به تهران آمدم و فهمیدم از یک سال پیش با یک زن ایرانی آشنا شده و به خاطر علاقه‌اش ولخرجی‌های زیادی می‌کند و همه درآمدش را هزینه زندگی وی کرده است. خیلی ناراحت شدم. وقتی پرس‌و‌جو کردم، متوجه شدم که آن زن اختلاف سنی زیادی با برادرم دارد. از پسرعمه‌ام نشانی محل زندگی لیلا را پیدا کردم، ابتدا به او زنگ زدم و خواستم به خانه‌اش بروم، وی پذیرفت. صبح روز حادثه ساعت 11 بود که به خانه‌اش رفتم و با ضربات چاقو او را کشتم.وی گفت: تنها انگیزه‌ام از این جنایت کینه‌جویی بود چرا که لیلا برادرم را به بیراهه کشیده بود و می‌خواستم که برادرم از او فاصله بگیرد.

خراسان نوشت:
شب جمعه گذشته به خاطر لغزندگی جاده در پی بارش باران، تصادفی خسارتی در کنار یک کارخانه تولیدی واقع در بزرگراه آسیایی رخ داد.

به دنبال وقوع این حادثه 2 برادر که از خودرو پیاده شده بودند با راننده خودروی دیگر به مشاجره پرداختند، اما طولی نکشید که مشاجره لفظی به دلیل عصبانیت آنی به درگیری کشید و 2 برادر، راننده دیگر را به باد کتک گرفتند. راننده مذکور درحالی که از درد به خود می پیچید با برادر و دوستانش تماس گرفت و از آن ها خواست تا به کمک او بیایند. طولی نکشید که افراد دیگری به محل وقوع تصادف رسیدند و به طرف های مقابل حمله ور شدند.

در همین حال تعدادی از کارگران کارخانه و نزدیکان 2 برادر که در نگهبانی کارخانه تولیدی حضور داشتند نیز وارد این درگیری شدند و بدین ترتیب برق شمشیرها در تاریکی شب درخشید و صدای وحشتناک گلوله در فضا پیچید. این درحالی بود که برخی از عوامل نزاع نیز با چماق به دیگران حمله می کردند.

در این میان ناگهان گلوله ای که از سلاح دولول شلیک شده بود به یکی از طرفین نزاع اصابت کرد و خون آلود نقش بر زمین شد. گزارش خراسان حاکی است: با شدت گرفتن درگیری مسلحانه، 2 برادر به همراه پدرشان و یکی از کارگران کارخانه از یک سو و 2 تن دیگر نیز از طرف مقابل، مجروح شدند و جوان حدود 28ساله هم که به خاطر اصابت گلوله آخرین نفس هایش را می کشید در این جنایت تاسف بار جان سپرد.

دقایقی بعد با گزارش ماجرا به پلیس 110، بلافاصله نیروهای انتظامی مراتب را به قاضی علی اکبر صفائیان (قاضی ویژه قتل عمد) اطلاع دادند و بدین ترتیب بررسی های پلیس با صدور دستورات ویژه ای از سوی مقام قضایی وارد مرحله جدیدی شد. بنابر این گزارش، در حالی که عملیات شبانه پلیس برای دستگیری عاملان نزاع با راهنمایی های قاضی ویژه قتل عمد تا سپیده دم روز گذشته به طول انجامید، ماموران موفق شدند همه افرادی را که در نزاع مسلحانه منجر به قتل حضور داشتند، دستگیر کنند.

قاضی صفائیان پس از انجام بازجویی های مقدماتی 9 متهم این پرونده را با صدور قرار قانونی در اختیار کارآگاهان گذاشت تا تحقیقات بیشتری درباره چگونگی ماجرا و ادعاهای متهمان انجام شود.

مردی که در اولین قرار ملاقات با دختری جوان او را قتل رسانده بود،‌ توسط پلیس شناسایی و دستگیر شد.
به گزارش خبرنگار حوادث باشگاه خبرنگاران، در ساعت 07:00 مورخه یکم فرودین ماه 94 ، از طریق مرکز فوریت های پلیسی یک فقره کشف جسد متعلق به خانمی جوان ، حدودا 30 ساله ، در ابتدای شهرک  صنعتی عباس آباد واقع در جاده امام رضا به کلانتری 174 قیام دشت اعلام شد. 

پرونده در اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ : 
با حضور تیم تشخیص هویت ، پزشکی قانونی و بررسی صحنه جنایت اداره دهم ، علت مرگ ضربات وارده شده به ناحیه سر و خفگی ناشی از انسداد مجاری تنفسی اعلام شد؛ لذا پرونده مقدماتی با موضوع "قتل عمد" تشکیل و به دستور شعبه دوم بازپرسی دادسرای ناحیه 27 تهران ، پرونده جهت رسیدگی در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت . 

قتل دختر جوان در اولین قرار ملاقات/ مرد جنایتکار: مقتول می‌خواست همه چیز را به همسرم بگوید + عکس

شناسایی هویت مقتوله : 
در اولین مرحله ی رسیدگی به پرونده ، شناسایی هویت مقتوله در دستور کار قرار گرفت و کارآگاهان با بررسی بانک فقدان افراد موفق به شناسایی خانواده مقتوله در خیابان آذربایجان شدند . 

پدر مقتوله در اظهاراتش به کارآگاهان گفت : "دخترم بنام آزاده ( متولد 1369 ) در مورخه 29/12/1393 به قصد ملاقات با یکی از دوستانش بنام مریم از خانه خارج اما پس از آن دیگر از او هیچ خبری نشد ؛ زمانیکه از دخترم خبری نشد ، به درب منزل مریم مراجعه و طی تماس تلفنی با وی متوجه شدیم که وی بهمراه اعضای خانواده اش ، برای گذراندن تعطیلات عید از تهران خارج شده است . 

علاقه مقتوله به شبکه های مجازی : 
در ادامه تحقیقات ، کارآگاهان با تحقیقات از اعضای خانواده مقتوله اطلاع پیدا کردند که مقتوله علاقه شدیدی به شبکه‌های مجازی "وایبر" و ... داشته است ؛ لذا اقدامات تخصصی در این خصوص آغاز و شخص ناشناسی بنام "ناصر" که از چندی پیش از طریق شبکه‌های مجازی با مقتوله آشنا شده بود ، مورد شناسایی قرار گرفت . 

با شناسایی هویت کامل "ناصر . ص"  ( متولد 1364 ) ، محل سکونت وی نیز در منطقه مشیریه شناسایی ، در مورخه 15/02/1394 دستگیر و به اداره دهم پلیس آگاهی منتقل شد . 

اعتراف به جنایت : 
ناصر در اظهارات اولیه منکر هرگونه ارتباط و آشنایی با مقتوله شد اما زمانیکه دلایل و مدارک غیرقابل انکار از سوی کارآگاهان ارائه شد ، به ناچار لب به اعتراف گشود و به ارتکاب جنایت اعتراف کرد . 

ناصر در خصوص آشنایی خود با مقتوله کارآگاهان گفت : " چندی پیش ، از طریق شبکه های مجازی با مقتوله آشنا شده بودم تا اینکه پس از مدتی با یکدیگر قرار ملاقات گذاشتیم ؛ در مورخه 29/12/1393 در زیر پل امام خمینی (ره) واقع در بزرگراه [شهید ] نواب قرار ملاقات گذاشتیم و صبح زود به دنبال مقتوله رفته و او را سوار ماشین کردم.

وی ادامه داد: در طول مدتی که من با مقتوله از طریق شبکه های مجازی آشنا شده بودم ، خود را مجرد معرفی کرده بودم اما ساعتی از حضور مقتوله در داخل ماشین نگذشته بود که ناگهان تلفن همراهم زنگ خورد و همسرم با من تماس گرفته بود ؛ زمانیکه مقتوله متوجه این موضوع شد ، با من درگیر شد و عنوان داشت که موضوع را با همسرم در میان خواهد گذاشت و به این بهانه با یکدیگر درگیر شدیم.

وی افزود: در حین درگیری ، چندین بار سر مقتوله را به اتاق ماشین زده و نهایتا گردنش را گرفته و آنقدر فشار دادم که دیگر قادر به نفس کشیدن نبود . نمی دانستم که چه کاری باید کنم ؛ جنازه را به داخل کارگاه خود در منطقه مرتضی گرد برده و از آنجا به خانه آمدم ؛ موضوع را با برادر خود بنام مسعود ( 22 ساله ) در میان گذاشتم و او نیز به تنهایی ، به کارگاه مراجعه و با ماشین شخصی خود ( خودرو 405 ) جسد را به [ محل کشف جسد ] منتقل کرد " . 

قتل دختر جوان در اولین قرار ملاقات/ مرد جنایتکار: مقتول می‌خواست همه چیز را به همسرم بگوید + عکس

دستگیری برادر قاتل : 
با توجه به اعتراف صریح متهم اصلی پرونده به ارتکاب جنایت و معرفی خود برادر خود به عنوان فرد منتقل کننده جسد به محدوده شهرک صنعتی عباس آباد ، این شخص نیز ساعتی پس از دستگیری برادرش ، دستگیر و در همان مراحل اولیه تحقیقات ، اظهارات برادر خود را تأیید کرد . 

سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده ، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ ، 
با اعلام این خبر گفت : "با توجه به اعتراف صریح هر دو برادر ، قرار بازداشت موقت از سوی مقام محترم قضایی صادر و متهمین جهت انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفتند " . 

انتهای پیام/


به گزارش خبرگزاری مهر،  5 اردبیهشت ماه از طریق مرکز فوریت های پلیسی 110 وقوع یک فقره فوت مشکوک پیرمردی 78 ساله بنام عبدالله در یک خانه مسکونی دو طبقه در خیابان جشنواره به کلانتری 144 تهرانپارس اعلام شد.

با حضور مأموران کلانتری در محل و تأیید خبر اولیه ، بلافاصله موضوع به اداره دهم و تشخیص هویت پلیس آگاهی تهران بزرگ اعلام شد؛ بررسی‌های اولیه حکایت از آن داشت که متوفی ظاهرا در زمان انتقال یک عدد بخاری به داخل انبار در راه پله های ساختمان تعادل خود را از دست داده و به پائین راه پله ها سقوط کرده و ضربه وارد شده به ناحیه سر باعث مرگ وی شده است .

اعلام نظریه پزشکی قانونی

فرزندان متوفی در اظهارات خود عنوان کرده بودند که پدر آنها در زمان انتقال بخاری به داخل انباری تعادل خود را از دست داده و از بالای راه پله به پائین سقوط کرده و همین موضوع باعث وارد شدن ضربه به ناحیه پشت سر و نهایتا مرگ وی شده است ؛ با این وجود و جهت مشخص شدن علت اصلی مرگ ، جسد جهت مشخص شدن علت اصلی مرگ به پزشکی قانونی منتقل و بر خلاف اظهارات فرزندان متوفی ، علت مرگ «خفگی ناشی از انسداد مجاری تنفسی» اعلام می شود .

پرونده در اداره دهم پلیس آگاهی

با توجه به اعلام نظریه پزشکی قانونی در خصوص علت مرگ ، پرونده مقدماتی با موضوع «قتل عمد» تشکیل و به دستور شعبه دوم بازپرسی دادسرای ناحیه 27 تهران ، پرونده جهت رسیدگی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت .

تحقیقات از خانواده مقتول

با آغاز تحقیقات از دو فرزند مقتول ( پسر 45 ساله و دختر 20 ساله ) آنها در اظهارات خود عنوان کردند که در زمان مرگ پدرشان در خانه حضور نداشته و برابر اظهارات برادر خود بنام سعید ( 23 ساله ) به مأموران اعلام کرده اند که پدرشان بر اثر سقوط از راه پله ها فوت نموده است ؛ با توجه به اظهارات این دو نفر ، تحقیقات از سعید در دستور کار کارآگاهان قرار گرفت اما مشخص شد که سعید از همان تاریخ مرگ پدرش ناپدید شده و هیچکدام از اعضای خانواده اش از این موضوع اطلاع ندارند .

من قاتل پدرم هستم

با توجه به ناپدید شدن سعید ، فرضیه قتل خانوادگی و ارتکاب جنایت توسط فرزند مقتول قوت پیدا کرد ؛ در ادامه و همزمان با آغاز تحقیقات جهت شناسایی مخفیگاه سعید ، کارآگاهان با ارائه مشاوره به اعضای خانواده مقتول از آنها خواستند تا در صورت تماس سعید با آنها وی را ترغیب به همکاری و تسلیم شدن به پلیس کنند .

13 اردبیهشت ماه سعید با حضور در اداره پلیس آگاهی خود را به کارآگاهان معرفی و  به قتل پدر خویش و تلاش برای صحنه سازی اعتراف کرد .

سعید در اعترافاتش به کارآگاهان گفت : « روز حادثه در حال کار با کامپیوتر بودم که پدرم طبق روال همیشگی ایراد گرفت که چرا پشت کامپیوتر نشسته ام ؛ ابتدا به صحبت های پدرم بی توجه بودم اما زمانیکه شاهد ادامه ناسزاگویی های پدرم بودم ، در یک لحظه کنترل خود را از دست داده و در داخل راهرو او را به عقب هل دادم که باعث شد پدرم از ناحیه پشت سر مجروح شود ؛ پدرم به داخل اتاق پذیرایی آمد و قصد ضرب و شتم مرا داشت که در یک لحظه و در شدت عصبانیت ، گلویش را گرفته و آنقدر فشار دادم بسیار ترسیده بودم و نمی دانستم چه کار باید بکنم ؛ در زمان قتل ، من و پدرم در داخل تنها بودیم و فرد دیگری از اعضای خانواده در خانه حضور نداشت ؛ تصمیم گرفتم تا با صحنه سازی عنوان کنم که پدرم خودش فوت کرده ؛ به همین خاطر جسد را از داخل اتاق به داخل راه پله ها منتقل و از داخل حیاط ، بخاری را آورده و روی جسد پدرم قرار دادم . پس از آن با برادرم تماس گرفته و موضوع مرگ پدرم را به او اطلاع دادم  .»

متهم در ادامه اعترافات خود به کارآگاهان گفت : «طی این مدت به عنوان کارگر ساده در منطقه بومهن و شهرک صنعتی سیاه سنگ مشغول به کار بودم تا اینکه چند روز پیش با اعضای خانواده تماس گرفته و اطلاع پیدا کردم که پلیس به دنبال دستگیری من است . می دانستم که دیر یا زود دستگیر خواهم شد ؛ به همین علت تصمیم گرفتم تا خود را تسلیم نمایم و نهایتا با راهنمایی اعضای خانواده به اداره دهم آمدم  .»

سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده ، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ  در گفتگو با خبرنگار مهر ،با اعلام این خبر گفت : «با اعتراف صریح متهم به ارتکاب جنایت ، قرار بازداشت موقت از سوی مقام محترم قضایی صادر و متهم  برای انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است .»


روزنامه شرق نوشت:
تحقیقات درباره پسری که پس از شنیدن جواب رد از دختر مورد علاقه‌اش در شهر دوگنبدان گچساران مرتکب جنایت شد، همچنان ادامه دارد. این جوان شامگاه یکشنبه هفته پیش‌ روی دختر موردعلاقه‌اش، خواهر او و یکی از اقوام آنها آتش گشود و در همان محل جنایت به زندگی خودش پایان داد. کارآگاهان اکنون مشغول تحقیق دراین‌باره هستند که قاتل سلاح را چگونه تهیه کرد و آیا برای این جنایت همدستی داشت یا خیر. درهمین‌حال یکی از همسایه‌ها که شاهد ماجرا بود دراین‌باره به خبرنگار ما گفت: «حادثه ساعت ٢١:٣٠ اتفاق افتاد. همسایه‌ها جلو در نشسته بودند و سبزی پاک می‌کردند. قاتل وقتی به در خانه مورد نظر مراجعه کرد، عصبانی نبود اما وقتی فهمید نمی‌تواند با دختر مورد علاقه‌اش صحبت کند، عصبانی شد و از ماشینش اسلحه درآورد و شروع به تیراندازی کرد». این شاهد که عامل جنایت را می‌شناخت، گفت: «او پسر خوبی بود. وضع مالی خوبی داشت و فردی تحصیل‌کرده بود و ما بعید می‌دانستیم این کار را بکند. من شنیده‌ام او و الهام -یکی از مقتولان- چند سال دوست بودند، اما الهام با پسری دیگر نامزد کرده بود که سر همین با هم درگیر شده بودند». یکی از آشنایان خانواده مقتولان نیز در این‌باره به خبرنگار ما گفت: «فکر می‌کنم این پسر چند ماه پیش الهام را در مسیر دانشگاه دیده و اولین‌بار از طریق یکی از دوستان خانوادگی‌شان به او ابراز علاقه کرده، اما الهام جواب منفی به او داده بود. ولی آن پسر باز هم بر علاقه خود پافشاری کرده بود و به‌تازگی که الهام قصد داشت با پسری یاسوجی نامزد کند، این جوان او را به قتل و اسیدپاشی تهدید کرده بود». او ادامه داد: «این پسر مرضیه را که خواهر بزرگ‌تر الهام بود عامل مخالفت الهام می‌دانست به همین دلیل مرضیه را هم کشت. چون مرضیه الهام را راضی کرده بود که با آن پسر یاسوجی ازدواج کند».
روایت برادر مقتولان
درحالی‌که تحقیقات پلیس پیرامون این کشتار ادامه دارد، پسر بزرگ خانواده مقتولان، به نام بهمن که پس از فوت پدرشان نقش بزرگ خانواده را برعهده دارد در گفت‌وگو با خبرنگار ما درباره جنایت توضیحاتی داد:
‌جنایت چگونه اتفاق افتاد؟
ماجرا در خانه یکی از خواهرانم به نام راضیه که ازدواج کرده و فرزند هم دارد، اتفاق افتاد. قاتل می‌دانست شوهرخواهرم که کارمند آموزش‌وپرورش است تا دیروقت سر کار است، به همین دلیل آن ساعت را انتخاب کرد. او جلو در خانه راضیه رفت و گفت می‌خواهد با الهام صحبت کند، اما خواهر دیگرم، مرضیه که در این ماجرا کشته شد، جلوی در رفت و گفت: الهام با تو کاری ندارد؛ در این هنگام قاتل که دید نمی‌تواند با الهام صحبت کند یک لیوان آب خواست، مرضیه هم رفت برایش آب بیاورد. قاتل در همین فاصله سراغ ماشین پیکانش رفت و کلاشنیکفی را که داخل ماشین بود، برداشت و وقتی مرضیه برایش آب آورد، یک گلوله به قلب او شلیک کرد و خواهرم درجا فوت شد. قاتل پس از آن داخل حیاط رفت. خواهرشوهر راضیه نیز که آنجا بود با شنیدن صدای شلیک به حیاط دوید که قاتل دو گلوله هم به او شلیک کرد که خدا را شکر او فعلا حالش خوب است، اما هنوز برای درمان در بیمارستان به‌سر می‌برد. بعد قاتل به قسمت پذیرایی خانه خواهرم رفت و اسلحه را روی سر دختر خواهرم گذاشت و فریاد زد الهام بیا بیرون می‌خواهم با تو صحبت کنم وگرنه این بچه را می‌کشم. به گفته بچه‌ها که از نزدیک شاهد این اتفاقات بودند، الهام زیر تخت خواهرزاده‌ام مخفی شده بود، اما وقتی دید جان دختر خواهرم در خطر است از زیر تخت بیرون آمد و قاتل دو گلوله به او شلیک کرد. بعد بلافاصله اسلحه را زیر چانه خودش گذاشت و یک تیر شلیک کرد. همان‌طور که گفتم بچه‌های خواهرم همه این صحنه‌ها را دیده‌اند.
‌پس آن دو کودک هم از لحاظ روحی شرایط سختی دارند.
تا الان درگیر مراسم عزاداری بودیم، اما با دو مشاور که برای فاتحه‌خوانی آمده‌ بودند، در مورد موضوع صحبت کرده‌ایم و گفته‌اند این بچه‌ها حتما به مشاوره درمانی احتیاج دارند و باید در روزهای آینده به آنها مراجعه کنیم.
‌شما قاتل را می‌شناختید؟
خانواده‌هایمان همدیگر را کامل می‌شناسند، اما من این پسر را نمی‌شناختم. برادران او را می‌شناختم. شنیده‌ام طایفه تندمزاجی هستند.
‌آیا بعد از این ماجرا آنها را دیده‌ یا با آنها صحبت کرده‌اید؟
هنوز با آنها صحبت نشده‌ است، ولی با توجه به چیزهایی که خواهرم می‌گوید، احتمالا خانواده قاتل در جریان این بودند که برادرشان از خواهرم خواستگاری کرده بود، اما نمی‌دانم از نقشه قاتل خبر داشتند یا نه، بنابراین قضاوت نمی‌کنم.
‌بعد از این اتفاق درباره قاتل اطلاعاتی به‌دست‌آورده‌اید؟
می‌گویند وقتی آرام بود، آدم خوش‌اخلاقی بود، اما شنیده‌ام سابقه پرخاشگری داشت و وقتی عصبانی می‌شد نمی‌توانست خودش را کنترل کند.
‌آیا خانواده شما در جریان ابراز علاقه قاتل به الهام بودند؟
من در جریان نبودم، اما خواهرم راضیه بعد از این اتفاق گفت در جریان این ماجرا بود و می‌دانست الهام به او جواب منفی داده و حتی می‌دانست این پسر سه، چهار روز قبل از این اتفاق تهدید کرده بود که یا روی خواهرم اسید می‌پاشد یا او را می‌کشد. چون مدتی قبل الهام به پسری دیگر جواب مثبت داده و قرار بود با او نامزد کند. خواهرانم این تهدیدها را جدی نگرفته بودند.
‌آیا فکر می‌کنید اگر موضوع را به شما اطلاع داده بودند، می‌شد از این اتفاقات جلوگیری کرد؟
فکر می‌کنم با ریش‌سفیدی و کدخدامنشی می‌شد از این ماجراها جلوگیری کرد یا درنهایت با کمک مراجع قانونی می‌شد، مانع او شد.

جسد خواننده، در ساحل پیدا شد +عکس

| سه شنبه, ۱ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۲:۰۶ ب.ظ


به گزارش فارس، پلیس منطقه خلیج مونتگو به مجله جاماییکا آبزرور اعلام کرد که جسد کمپ که به صورت دمر روی زمین افتاده بود ساعت 9:50 دقیقه در ساحل پیدا شد.
مقامات رسمی اظهار دارند که این خواننده بر اثر حادثه سرش به صخره اصابت کرده هرچند هنوز نظر کارشناسی قطعی اعلام نشده است.
جانی کمپ اهل باهاما است و در زمان مرگ در جاماییکا در تعطیلات به سر می‌برد.
کمپ متولد 1959 در باهاما است. از سیزده سالگی خوانندگی را آغاز کرد. و در 1979 به نیویورک مهاجرت کرد. آلبوم «رازهای پرواز» وی جزء 5 آهنگ برتر سبک «آر اند بی» چارت بیلبورد شد. در سال 1988 آهنگ «just got paid» در رده ده آهنگ برتر بیلبورد قرار گرفت.

جنایت هولناک مرد شیشه ای/ آتش زدن همسر

| سه شنبه, ۱ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۱:۵۴ ق.ظ


اعتماد نوشت:
بامداد پانزدهم فروردین امسال حراست بیمارستان ولیعصر کازرون در تماس با فوریت‌های پلیسی ١١٠ ماموران را در جریان مرگ زنی ٥٠ ساله قرار داد که از ناحیه گردن مجروح و دچار سوختگی شدید شده بود.
با اطلاع ماموران از این حادثه به سرعت تیمی از کارآگاهان به بیمارستان اعزام شد و رسیدگی به موضوع را آغاز کردند. با حضور ماموران در محل مشخص شد که ساعاتی پیش، زنی میانسال که به‌شدت دچار سوختگی شده بود توسط برادرش به بیمارستان منتقل شده اما با وجود تلاش تیم پزشکی به دلیل شدت جراحات وارده جان خود را از دست داده است.
ماموران که تحقیقات اولیه خود را آغاز کرده بودند در نخستین گام جسد را به پزشکی قانونی منتقل کردند تا علت اصلی فوت زن میانسال مشخص شود. همزمان تیمی از کارآگاهان به بازجویی از برادر فوتی پرداختند. او دامادشان را عامل اصلی جنایت معرفی کرد و به کارآگاهان گفت: امروز در تماسی مطلع شدم که دامادمان در درگیری با خواهرم او را با ضربه چاقو به‌شدت مجروح کرده و پس از آن با ریختن بنزین روی بدنش، او را به آتش کشیده و متواری شده است.
با ثبت اظهارات هولناک برادر فوتی، به سرعت پرونده‌ای با موضوع «قتل عمد» تشکیل شد و برای بررسی در اختیار پلیس آگاهی کازرون قرار گرفت و دستگیری قاتل به جریان افتاد. ماموران که برای دستگیری متهم به محل وقوع جنایت رفته بودند، متوجه شدند که همسر مقتول پس از ارتکاب به قتل از محل متواری شده است. تحقیقات میدانی پلیس از اهالی محل نیز تایید کرد که قاتل پیش از این نیز سابقه درگیری با همسر خود داشته است.
همزمان با ردزنی‌های پلیس برای شناسایی مخفیگاه قاتل، گزارش پزشکی قانونی مرگ بر اثر اصابت ضربه چاقو به گردن و سوختگی شدید را تایید کرد.
همچنین در تحقیقات پلیس مشخص شد که قاتل به مواد مخدر شیشه اعتیاد داشته و سر این موضوع بارها با همسر خود درگیر شده و اهالی محل صدای فریادهای آنها را شنیده‌اند.
سرانجام پس از انجام اقدامات پلیسی و ردزنی‌های محل‌های رفت و آمد قاتل، او در یکی از محله‌های شهرستان کازرون در اقدامی ضربتی شناسایی و دستگیر شد.
با انتقال متهم به پلیس آگاهی روند بازجویی آغاز شد که او در همان تحقیقات اولیه به قتل همسرش اعتراف کرد و به کارآگاهان گفت: من با همسرم اختلافات زیادی داشتم و پیش از این نیز با او درگیر شده بودم. در روز حادثه هم مواد مصرف کرده بودم و پس از اینکه درگیری ما بالا گرفت با ضربه چاقو همسرم را از ناحیه گردن مجروح کرده و پس از آن جنازه‌اش را به آتش کشیدم.
سرهنگ مهرداد مشوق، فرمانده انتظامی کازرون با تایید این خبر به اعتراف صریح متهم اشاره کرد و از انتقال او به دادسرا برای سیر مراحل قانونی خبر داد.

قاتل دو جوان خریدار عتیقه دستگیر شد

| سه شنبه, ۱ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۱:۵۲ ق.ظ


ایران نوشت:
صبح جمعه 28 فروردین ماه سال جاری چوپانی هنگام چرای گله گوسفندانش در منطقه جنگلی بزچفت بخش بابلکنار ناگهان با دیدن پیکر بی‌حرکت مرد ناشناسی شوک زده شد. او که خیلی ترسیده بود، چند قدم به آنجا نزدیک شده و در کمال تعجب دید مرد ناشناسی با اصابت گلوله به صورتش به قتل رسیده است. وی بسرعت مأموران مرکز 110 را در جریان قرار داد.با توجه به حساسیت موضوع سرهنگ «علی فقیه عبدالهی» فرمانده پلیس بابل همراه تیمی از پلیس آگاهی و امنیت عمومی به جنگل پر رمز و راز رفتند.در حالی که  تجسس‌های پلیسی درباره علت و چگونگی وقوع قتل آغاز شده بود، جسد مرد دیگری در فاصله‌ای دورتر از محل کشف جسد نخست به دست آمد. قربانی دوم نیز با همان شیوه و با اصابت گلوله تفنگ شکاری به قتل رسیده و جسدش در همان منطقه رها شده بود.
در نخستین مرحله تحقیقات با بررسی لباس‌های دو جسد مشخص شد که آنان دو پسرعمو به نام‌های «سیدعباس» و «سیداسماعیل» 38 و 40 ساله ساکن یکی از روستاهای حومه این بخش بابلکنار هستند.
با توجه به این سرنخ‌ها تحقیقات پلیسی از خانواده قربانیان  در دستور کار قرار گرفت. در جریان این بررسی‌ها مشخص شد دو پسر عمو صبح روز پنجشنبه 27 فروردین ماه برای حضور سر قراری با یک مرد به جنگل رفته‌اند و احتمالاً پول زیادی را با خود همراه داشته‌اند.
با توجه به این اظهارات ردیابی‌های فنی و تخصصی پلیس برای به دست آوردن ردی از مرد ناشناس آغاز شد تا اینکه با گذشت 4 ساعت از ماجرای پیدا شدن اجساد قربانیان، مخفیگاه این قاتل ردیابی شد و به محاصره پلیس در آمد.
در ادامه عملیات پلیسی، آنان با تحت نظر گرفتن خانه‌ای که این مرد در آنجا پنهان شده بود توانستند وارد آنجا شده و وی را  بازداشت کنند.
این مرد 25 ساله که «حسین» نام دارد در مراحل نخست بازجویی‌ها منکر هرگونه اطلاعی از سرنوشت دو پسرعمو شد و سعی کرد مسیر تحقیقات پلیس را به گمراهی بکشاند اما با دیدن سرنخ‌های پلیسی ناچار شد اعتراف کند.
جنایتکار جوان گفت: مدتی بود که با دو قربانی حادثه آشنا شده بودم. روز حادثه به بهانه فروش اشیای عتیقه و گنج با آنان در جنگل‌های بزچفت قرار گذاشتم. از قبل خودم را به آنجا رسانده و انتظار می‌کشیدم. می‌دانستم که آنها وقتی به محل قرار می‌آیند پول زیادی را با خود همراه خواهند داشت.ساعتی بعد محل مناسبی را در جنگل انتخاب کردم، در آنجا کمین کردم تا دو پسرعمو بیایند. حدود ساعت 3 بعدازظهر بود که آنها در قرارگاهمان حاضر شدند.وقتی با تفنگ به استقبالشان رفتم شوک‌زده شده بودند. سر یکی از آنها را نشانه رفتم پیش از اینکه آنها قادر به نشان دادن واکنشی باشند ماشه را چکاندم. همراهش با دیدن این صحنه وحشت زده پا به فرار گذاشت. می‌دانستم اگر او به روستا برگردد رازم فاش خواهد شد بنا بر این به تعقیب او پرداخته و او را نیز با شلیک گلوله‌ای از پای در آوردم. وقتی به جست و جوی داخل جیب‌های قربانیان پرداختم 15 میلیون تومان پول نقد همراهشان بود، آن را برداشته و سوار خودروی نیسان شده و محل حادثه را ترک کردم.
این مرد جنایتکار گفت: در راه فرار تفنگ را در محلی پنهان کرده و به خانه برگشتم.
با توجه به این اعترافات، مأموران به بررسی مخفیگاه قاتل پرداخته و پول‌های سرقتی از پسرعموها را که به طور ماهرانه‌ای در آنجا جاسازی شده بود، پیدا کردند.

دستگیری متهم به قتل فراری پس از 7سال در پایتخت

| سه شنبه, ۱ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۱:۵۱ ق.ظ


دستگیری متهم به قتل فراری پس از 7سال در پایتخت
سرهنگ حسین اسدی در گفت‌وگو با خبرنگار «حوادث» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در این باره گفت: در ساعت 12 روز دوازدهم فروردین ماه امسال در پی اعلام مرکز فوریت های پلیسی تهران بزرگ مبنی بر اینکه متهم فراری به اتهام تصادف منجر به فوت توسط شاکی شناسایی شده است، اکیپی از ماموران کلانتری 151 پلیس به محل اعلام شده واقع در شادآباد اعزام شدند.

وی با اشاره به حضور ماموران در محل حادثه گفت: پس از حضور ماموران در محل، شاکی به هویت جابر به واحد گشت مراجعه و اعلام کرد که طبق برگ جلبی که در اختیار دارد متهم مذکور به هویت غلام به اتهام قتل غیر عمد متواری بوده و اکنون نامبرده را در محل مشاهده کرده است.

سرکلانتر پنجم پلیس پایتخت با بیان اینکه پس از دستگیری متهم نیز اظهارات شاکی را تائید و معترف شد که به دلیل تصادف و قتل غیرعمد فراری است، گفت: در این خصوص شاکی و متهم برای بررسی بیشتر به کلانتری انتقال و تحویل افسر تحقیق شدند که در بررسی های پلیسی مشخص شد از زمان وقوع تصادف منجر به فوت در تاریخ ششم اردیبهشت ماه سال 87 در شهر بندرعباس ، متهم متواری بوده است.

اسدی با بیان اینکه پرونده در شعبه 103 دادگاه جزایی شهر بندر عباس در حال رسیدگی است، گفت: پرونده متهم پس از تحقیقات مقدماتی برای سیر مراحل قانوین به دادسرای ناحیه 18شهر تهران ارجاع شد.

انتهای پیام
محبوب کن - فیس نما ?

تصویر ثابت